مهمان هاي دوست داشتني من در سال 89

فروردين ۸۹ ــــ طلا

طلا خانوم پيشي مهربوني كه در آغازين روزهاي سال ۸۹ تصميم داشت هر طور شده مكان زندگي اش رو تغيير بده و سوار ماشين ما شد و ديگه هم پياده نشد! و بعد هم رفت شهرك آتي ساز .اميدوارم زندگي خوبي داشته باشه اين دختر مهربون

 

خرداد ۸۹ ــــ فندق

بچه گربه ناز و مهربون فندق ، كه بعد از سه روز ميو ميو كردن و پيدا نكردن مادرش!ناچار اومد خونه ما.به شدت گرسنه و كثيف بود.حمامش كردم و كلي هم غذا خورد و بعد از چند روز يك سرپرست بسيار مهربان و دوست داشتني پيدا كرد.چند وقت پيش كه ديدمش ديگه براي خودش آقايي شده و حسابي خودش رو تو دل صاحبش جا كرده.

 

مهر ۸۹ ــــ تامي

تامي عزيزم كه تصادف بدي كرده بود و  كمرش از دو جا شكسته و نميتونست حركت كنه.و همينطور مشكل بزرگترش التهاب مثانه اش بود كه نميتونست دفع كنه و درد زيادي داشت.با همه تلاشي كه كردم متاسفانه بعد از حدود ده روز من رو با غم سنگيني تو دلم تنها گذاشت و ...

ميدونم كه جاي خوبي هستي پسر قشنگم.خيلي خيلي دوستت دارم.

 

آبان ۸۹ ــــ فلفل

فلفل بچه گربه نازنيني كه پاهاش توسط چند تا پسر بچه له شده بود و به وضع بدي در اومده بود و نخاعش آسيب ديده بود و بايد مدت طولاني بهش رسيدگي مي كردم تا نخاع به مرور خوب بشه و پاها به حالت اول برگرده.متاسفانه كنترل مدفوع نداشت و ادرارش هم بايد توسط دكتر تخليه مي شد.

متاسفانه بعد از بيست روز فلفل نازنينم بر اثر آسيب شديدي كه روده هاش ديده بود نموند و از پيشم رفت...

فلفل گلم ، ميدونم كه الان ديگه درد نداري و با پاهاي سالم داري تند و تند مي دوي و بازي ميكني.خيلي دوستت دارم.

 

آبان ۸۹ ــــ جيجيلي

جيجيلي پسر گل و مهربون و ترسويي كه يك بيماري سخت رو پشت سر گذاشته بود و مهتاب عزيزم از وضعيت بدي نجاتش داده بود ده روزي مهمون من بود تا يك فرشته مهربون مريم خانوم نازنين سرپرستيش رو بعهده بگيره و اين شازده صاحب يك خانواده خوب بشه.آخرين اخبار و عكسهايي كه از جيجيلي داشتم واسه خودش آقايي شده و كلي هم خوشگل تر و خوش تيپ تر.

 

دي ۸۹ ــــ كيت كت

كيت كت خانوم ني ني كوچولو يك ماه و نيمه رو، در حاليكه وسط يك خيابون بسيار شلوغ و پر رفت و آمد و خطرناك مشغول گشت و گذار بود ، پيداش كردم!

 اول كمي بي حال بود و ضعيف و كمي هم بيمار.كيت كت تقريبا تنها گربه اي بود كه پم پم حداقل روزها باهاش خيلي خوب بود و كلي دوست شده بودن.

كيت كت يك ماه و نيمي مهمون ما بود و تا يك خانواده بسيار مهربان سرپرستي اش رو بعهده گرفتن.اونجا كيت كت صاحب يك مامان گربه به نام اشي هم شده و طبق آخرين اخبار كلي هم با هم دوست شدن و الان يك لحظه هم از هم جدا نميشن.

 

بهمن ۸۹ ــــ كتايون

كتايون را همسرم به خاطر مشكل دستش گرفت و آورد و وقتي گربه را آورد متوجه شديم مشكل اين طفلي خيلي بيشتر از آسيب ديدگي دست هست.حيوان به شدت بي حال و بيمار بود.و اسهال شديد كه غير ارادي هر چند دقيقه يكبار ازش مي اومد و مدفوعش هم پر از انگل بود.هيچ چيزي هم نميخورد نه آب نه غذا.كتايون يك هفته بسيار سختي رو گذروند و خدا رو شكر مقاومت كرد و نجات پيدا كرد.بعد از مدتي كه روبراه شد ، درمان دستش رو آغاز كردم و خدا رو شكر دستش هم درمان شد و كار به جراحي نرسيد.

كتايون هم يك ماهي مهمان ما بود تا يك خانواده خوب سرپرستيش رو بعهده گرفتن و الان پيش خانواده جديدش روزهاي خوبي رو ميگذرونه.

 

اميدوارم در سال ۹۰ كمتر از اين اتفاقات براي حيوانات بيچاره اين سرزمين پيش بياد.و همچنين اميدوارم دل مردم قدري به رحم بياد و محبتشون رو از اين مخلوقات نازنين و زبان بسته خدا دريغ نكنند.

اميدوارم روز به روز بر تعداد حاميان واقعي حيوانات و طبيعت افزوده بشه.

اميدوارم كار بزرگي رو كه همه با هم سال ۸۹ آغاز كرديم "تاسيس يك پناهگاه امن براي گربه هاي بيمار و معلول" در سال ۹۰ به نتيجه برسه و دلگرم بشيم كه يك جايي براي حيوانات دردمند وجود داره.

از همه شما به خاطر محبت و لطفتون و مهمتر از همه اعتمادي كه به ما داشتيد سپاسگزارم . اميدوارم به زودي همديگر رو در پناهگاهمون ببينيم.

اميدوارم سال ۹۰ سالي پر از سلامتي و آرامش براي حيوانات و پر از آزادي براي همه باشه!


صندوق كمكهاي كلي پناهگاه click

جدول كمك هاي ماهيانه (سه ماه زمستان) click

 

اخبار پناهگاه گربه ها (1)

همانطور كه همگي كمابيش در جريان هستيد ، از حدود يك ماه پيش به طور جدي پيگير موضوع تاسيس اولين پناهگاه براي " گربه هاي بيمار و معلول و بچه گربه هايي كه توسط انسانهاي بي وجدان از مادر جدا شده اند" شديم و تصميم گرفتيم ، به جمع كردن كمك هاي مالي از حاميان حيوانات و تهيه ملكي به صورت رهن و اجاره براي پناهگاه .

دوستان عزيز زيادي لطف كردند و به خاطر عشق به اين مخلوقات هميشه در رنج خدا ، كمك هاي مالي خود را به حساب صندوق واريز كردند كه در اين لينك ، جدول ريز كمك ها قابل مشاهده است.click

از آن زمان تاكنون چندين مورد را بررسي كرده و چند ملك را ديده ايم و حتي براي يك مورد ، قرار قطعي قرارداد گذاشتيم كه متاسفانه لحظه آخر صاحب ملك زير حرفش زد و ...

البته بعيد نيست در مملكتي كه بيشتر مردم دشمن حيوانات بدبخت هستند و يا نسبت به حيوانات بي تفاوتند ، تقريبا كمتر كسي حرف ما را باور مي كند كه ملك را براي چه كاري مي خواهيم ...

در هر صورت ما همچنان به دنبال اين قضيه هستيم و تمام وقت و انرژي خود را صرف پيدا كردن ملك مناسب اينكار كه "هم دور از محله مسكوني باشد و هم صاحب ملك با اين قضيه مشكلي نداشته باشد و هم با موجودي صندوق ما همخواني داشته باشد " مي كنيم.

در اين بين يك نفر خير هم پيدا شده كه وعده داده در صورت پيدا شدن ملك مناسبي كه حتما سند داشته باشد ، شايد براي خريد كمك كند.كه خوب واقعا جاي خوشحالي است و البته قطعي نيست و بايد ديد چه پيش مي آيد. و ما به دنبال جاي مناسب براي خريد هم خواهيم بود.

در هر صورت كار ساده اي نيست و زمان مي برد و نبايد خيلي قضيه را ساده گرفت چون متاسفانه از كساني كه قبلا اين راه را رفته و ناموفق بوده اند تجربياتي شنيديم كه آدم مي ماند از اين مردم كه چه مشكلاتي فراهم مي كنند.بنابراين بايد با سنجيدن همه جوانب اقدام كنيم كه خدايي نكرده پس فردا به جاي كمك به حيوانات ، با تعداد زيادي حيوان معلول و بيمار و ... آواره نشويم.

از شما دوستان هم كه امكانش را داريد خواهش مي كنم در اين راه به ما كمك كنيد و اگر ملك مناسبي چه براي خريد و چه براي رهن و اجاره پيدا كرديد خبر دهيد به هر حال اين يك كار گروهي است و هدف تك تك ما كمك به حيوانات بيچاره است.

نكته ديگري كه لازم است توضيح بدهم اينكه : چند تا از دوستان پرسيده بودند چرا شماره حساب را عمومي اعلام نمي كنيم تا همه كمك كنند.علت اين است كه ما از همه خواهش مي كنيم بعد از پرداخت ، مبلغ پرداختي خود را اعلام كنند .بعد از اعلام هر كس ، حساب چك مي شود و در صورت رسيدن وجه ، اسم فردي كه كمك كرده به ليست اضافه مي شود. تا اگر خدايي نكرده به هر دليلي و به احتمال حتي يك درصد كار به هدف نرسيد ، آمار دقيقي از همه كساني كه كمك كرده اند داشته باشيم تا بتوانيم وجه كمكشان را برگردانيم و مديون كسي نشويم.

باز هم از اعتماد و كمك تك تك شما دوستان خوبم سپاسگزارم و اميدوارم هر چه زودتر بتوانيم خبر تاسيس پناهگاه را  اعلام كنيم و همه با هم شروع كنيم به كمك و سر و سامان دادن به وضعيت وحشتناك گربه هاي بيچاره.

به اميد آنروز كه خيلي نزديك است...

پي نوشت :

۱- به منظور دسترسي آسانتر شما عزيزان به مطالب مربوط به پناهگاه ، در قسمت طبقه بندي موضوعي مطالب وبلاگ ، بخشي با عنوان پناهگاه گربه ها ايجاد شد.

۲- خواندن اين مطلب نيز خالي از لطف نيست.با تشكر از خانوم رهنماي عزيز.

اعلامیه ای برای گربه های شهر من

تاسیس اولین پناهگــاه گــربـه هــا با یاری انسانهای واقعی

با ياري شما دوستان مهربان و بزرگوار مبالغ جمع آوري شده جهت تهيه ملك پناهگاه تا اين لحظه به شرح ذيل مي باشد :

 


 

ضمن تشكر فراوان از محبت و اعتماد همه شما عزيزان ، لازم است  توضيح بدهم همچنان نيازمند كمك همه دوستان هستيم تا به اميد خدا بتوانيم جايي براي گربه هاي بيچاره تهيه كنيم تا كمي از درد و رنجشان بكاهيم.

هر چه مبلغ بيشتري جمع شود احتمال تهيه ملك به صورت رهن كامل بيشتر شده و بدين ترتيب مي توانيم مبلغ بيشتري را به امورات جاري پناهگاه اختصاص دهيم.

دوستاني كه مايل هستند در اين كار خير شركت كنند در كامنت خصوصي تلفن تماسي بگذارند تا با ايشان تماس بگيريم.

دوستان همچنين مي توانند حداقل مبلغي كه در توان دارند جهت كمكهاي ماهيانه تعهد نمايند ، اعلام كنند تا در ليست كمكهاي ماهيانه گنجانده شود.

با سپاس فراوان

كميته حمايت از حيوانات خياباني

به همت دوستان خوبمون در تالار پرشين پت (http://www.persianpet.org/forum)، كميته اي تحت عنوان كميته حمايت از حيوانات خياباني آغاز به كار كرده است.

اهداف اين كميته :

به حقیقت در آوردن رویایی بزرگ در رسيدگي به حیوانات خیابانی و حفظ و حراست از آنها و جلوگیری از سوءاستفاده از هدایای عاشقان و دوستداران حیوانات و نظارت بر پناهگاه های جذب حیوانات در مصرف این هدایا .

به زبان ساده تر سعي خواهد شد تا از كمكهاي حاميان حيوانات جهت كمك اورژانسي به حيوانات نيازمند خياباني استفاده شود.

 كميته يك هيئت مديره دارد كه مسئول تصميم گيري در خصوص چگونگي استفاده از كمكهاي حاميان جهت كمك به حيوانات است.

هر شخصي كه تمايل دارد به كميته بپيوندد و به عنوان حامي از حيوانات حمايت كند بايد به دو روش زير عمل كند.

اول : اگر عضو تالار پرشين پت هستيد :

1- ارسال اطلاعات خواسته شده به صورت پیام خصوصی به کاربر عزیز baran_bahar (نام و نام خانوادگی
شماره تلفن ثابت
شماره تلفن همراه
مبلغ پیشنهادی
را به صورن پیام خصوصی ارسال کنید .
لطفا ذکر کنید در صورت نیاز ابتدا با کدوم شماره برای پیگیری با شما تماس گرفته شود .)
2- دریافت شماره حامی
3- واریز مبلغ پیشنهادی خودشماره کارت
3520 8093 9910 6037
بانک ملی ایران
نادر کاشانی
4-ارسال شماره پیگیری ( که در هنگام واریز داده می شود ) به همراه شماره حامی به تاپیک


مثال : انتقال وجه به کارت 6037991080933520 به مبلغ ... هزار تومان با شماره پیگیری ....... و توسط شماره حامی .... با موفقیت موفقیت انجام گردید


دوم : اگر عضو تالار پرشين پت نيستيد مي توانيد مشخصات خواسته شده را در كامنت خصوصي براي من فرستاده و همچنين مبلغ واريزي را به همراه شماره پيگيري و ساير اطلاعات خواسته شده را اطلاع دهيد تا شما هم به حاميان كميته بپيونديد.

توضيحي كه لازمه بدم اينه كه هر كس ميتونه هر مبلغي رو از 500 تومان به بالا تعهد كنه .البته بايد حتما هر ماه و در ابتداي ماه مبلغ متعهد شده را به حساب كميته واريز كنه.و اينجوري تو كار بزرگ حمايت از حيوانات شريك بشه.

واقعا مبالغي مثل پنج و ده هزار تومان در برابر خرجهاي روزمره هيچ است اما با جمع شدن اين مبالغ مي شود قدم هاي بزرگي در جهت حمايت از حيوانات برداشت.

منتظر حمايت شما دوستان خوبم از حيوانات به طور عملي و نه در شعار و حرف هستم.

دوستان لطفا تا جايي كه براتون مقدوره اين مطلب رو اطلاع رساني كنيد و  دوستان و آشنايان و اقوام خود را به حمايت از حيوانات با مبلغي ناچيز تشويق كنيد.

با سپاس فراوان

پي نوشت : اين مطلب دوست عزيزم دكتر رضا ترابي را هم بخوانيد تا بتوانيد به سوالات رايج بين مردم پاسخ دهيد!http://www.new-veterinary.blogfa.com/post-114.aspx

ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا!

حركت گروهي ميليونها خرچنگ قرمز در يكي از جزاير استراليا با عنوان پارك ملي كريسمس و درايت مسئولان محيط زيست اين كشور براي حفظ اين خرچنگ ها حقيقتا نمونه بارزي از رشد درك و آگاهي هاي زيست محيطي در بدنه تصميم گيري و اجرايي اين كشور را به نمايش مي گذارد .

آنجا كه براي حفظ خرچنگ ها ،‌در جزيره اي كه حتي انسان زندگي نمي كند ،‌ تدابير شديد ترافيكي و رفت و آمد اعمال مي شود و جاده ها را مي بندند تا گردشگران با خودرو نتوانند مانع از حركت و له شدن انها در كف جاده شوند ،‌ واقعا حسرت و حيرت همگان را بر مي انگيزد كه تفاوت بين ما در ايران و آنها در استراليا چقدر زياد است .



شما را به خدا ببينيد تفاوت را.ارزشي كه براي يك جاندار قائل هستند در كشورهاي ديگر را با ايران مقايسه كنيد.

_ در ايران شهرداري پيمانكار استخدام مي كند براي كشتار سگ هاي بدبخت. و اخيرا در چند شهر گربه ها هم به محكومين به مرگ اضافه شدند.

_ در دانشگاه هايمان (قشر فرهيخته و تحصيلكرده ) به جان گربه ها مي افتند و براي گرفتن گربه ها جايزه تعيين مي شود.

_ تنها مرجع رسمي و ثبت شده در اين زمينه ، يعني دفتر انجمن حمايت از حيوانات را به بهانه هاي واحي پلمپ مي كنند.

_ در مراكز آزمايشگاهي و تحقيقاتي به بهانه تحقيق و دانش اندوزي!!! بدترين شكنجه ها را بر حيوانات بدبخت روا مي دارند.

_ شادي هايشان را (عروسي ، خريد خانه و اتومبيل ) با كشتار يك موجود زنده زينت مي بخشند.

_ حاميان حيوانات را موجوداتي فضايي مي پندارند كه بايد به هر طريق ممكن در كارشان اخلال وارد كرد و مانع از كمك به يك حيوان زبان بسته بي نوا شد.

و ...........................

بله اينجا ايران است.سرزميني با تمدن چند هزار ساله.

هر چه بر سرمان مي آيد حق مان است و تا زماني كه نتوانيم عشق و مهر به همه مخلوقات خدا را جايگزين كينه و نخوت در دلهايمان كنيم وضع به همين منوال خواهد بود و هر روز بدتر نيز خواهد شد.

بينديشيم...  حقيقت دارد

لطفا به پی نوشت توجه فرمایید .



<<<   سلام پگاه خانم گل و مهربان

مي خواستم جرياني را برايتان تعريف كنم و خواهش كنم  شما هم براي خوانندگان خود بگوييد.سه سال پيش من و همسرم در شرايط بسيار بد مالي و مخالفت شديد خانواده ها ازدواج كرديم.وضع مالي بدي داشتيم ، همسرم يك كارمند ساده بود و من هم يك ليسانسه خانه نشين.تا اينكه در يك روز سرد زمستاني وقتي براي قدم زدن به پارك نزديك خانه رفته بوديم بچه گربه نحيف و لاغري را ديدم كه از سرما گوشه اي كز كرده بود.يك چشمش بسته شده بود و به شدت ميلرزيد.من خيلي اهل حيوانات نبودم نه اينكه بدم بيايد نه ، كاري به كارشان نداشتم اما با ديدن وضعيت اين گربه نحيف و بيمار نتواستم بي اعتنا بگذرم و بچه گربه را برداشتيم و به خانه رفتيم.با تمام وجودم از اين گربه نگهداري و مراقبت كردم ظرف چند روز سر حال و زيبا شده بود .شايد باور نكنيد ولي آن زمان به قدري وضعيت مالي مان بد بود كه حتي پول نداشتم گربه را براي معاينه و عقيم كردن نزد دامپزشك ببرم.

ولي خيلي زود ورق برگشت.همه چيز در چشم بر هم زدني زير و رو شد. همه چيز باور نكردني بود.به طور كاملا اتفاقي و باور نكردني موقعيت شغلي فوق العاده اي براي همسرم پيش آمد كه زندگي ما را متحول كرد.

در عرض يك سال ما صاحب يك خانه عالي در بهترين نقطه شهر شديم وضعيت مالي مان هر روز بهتر مي شود و همه چيز داريم.و من و همسرم تنها دليل اين تغييرات را پيشي مهربانمان ماهتا مي دانيم.

همسرم ماهتا را "كار چاق كن" خطاب مي كند و كاملا معتقد است كه از دعاي اين گربه ما به اينجا رسيديم.البته من پس از آمدن ماهتا ديگر نسبت به حيوانات بي اعتنا نيستم و يكي از برنامه هاي زندگي مان شده غذا بردن براي گربه ها.

لطفا اين ماجراي ما را براي خوانندگانتان بگوييد تا همه بدانند تاثير محبت به  يك حيوان چيست.

تولد وبلاگ خوبتان مبارك و برايتان سلامت و ماندگاري را آرزومندم.   >>>

اين مطلب را دو روز پيش دريافت كردم.خودم كاملا بهش اعتقاد دارم و تاثير كمك به حيوانات رو تو لحظه لحظه زندگيم با تمام وجودم لمس كردم.و ميدونم خيلي از شماهايي كه اينجا رو مي خونيد تجربيات مشابهي داريد.

مطمئنا اين خانوم به اين گربه كمك نكرده تا چيزي حاصل بشه براش ، ولي هميشه نتيجه يك كار بزرگ و خوب كلي خوبي و انرژي مثبته.

قوانين طبيعي كائنات بر اساس جذب همه خوبي ها توسط خوبي ها استوار است.و اعمال و افكار مثبت صدها بار قويتر همه نيروها و انرژي هاي مثبت را جذب مي كنند.

_ از همه دوستاني كه در كامنتهاي پست قبل نسبت به من لطف داشتن تشكر مي كنم و اميدوارم در كنار هم بتوانيم به حمايتمان از حيوانات ادامه دهيم.ببخشيد كه نتوانستم تك تك پاسخ محبت هايتان را بدهم.

پی نوشت : سریال قهوه تلخ ساخته مهران مدیری در فروشگاه ها عرضه شده و قیمت هر بسته شامل سه قسمت ۲۵۰۰ تومان است.من خیلی اهل دیدن این برنامه ها نیستم و فرصتش رو ندارم ولی این بار قضیه فرق می کنه ، مدیری از معدود هنرمندانی است که پشت مردم ایستاد و حاضر به همکاری با صدا و سیمای ... نشد .حالا وقتش رسیده تا همه ما با خرید این سریال و کپی نکردن و ...حمایتمون رو از کسانی که برای سود و منافع شخصی شون مثل خیلی های دیگه ،حاضر به چاپلوسی و رفتن به دست بوسی ... و ... نشدن اعلام کنیم.

روزهايي كه گذشت ...

اضافه شد : دوستان گربه اي كه در موردش نوشتم رو دوستمون علي بنا به دلايلي نميتونه نگهداري كنه.لطفا همكاري كنيد اگر كسي ميخواد سرپرستي اين طفلك رو به عهده بگيره.اين كه ديگه سياه نيست رنگش.خواهش مي كنم كمك كنيد.پسره .يك ماه و نيمه.بسيار مهربون و ناز!

اگه با اين وضع مي موند بيرون مرگ در انتظارش بود.اميدوارم خدا خودش سزاي كار كساني كه بچه گربه ها رو از مادرشون جدا مي كنند بده.

روزهاي سخت و پر كاري رو ميگذرونم.البته اميدوارم هميشه كار زياد باشه.

ولي خوب وقت آزاد خيلي خيلي كمي دارم كه اون هم صرف رسيدگي به حيوانات ميشه.

تو اين مدت چند باري با افراد مختلف سر غذا دادن به حيوانات درگير شدم و اعصابم حسابي بهم ريخت.

دوتا بچه گربه لاغر و نحيف تو يك ساختمون در حال ساخت زندگي مي كنند. صبحها تو مسير رفتن به محل كارم از جلوي اون ساختمون رد ميشم و غذايي براشون ميگذارم.نميدونم غذا خوردن اين دو تا بچه چه عذابي براي هموطنان تنگ نظرمون داره كه يك روز ، آقایی انگار دزد گرفته باشه اومد سراغم که  ، من سرایدار ساختمون بغلي اينجا هستيم ، اينجا پر از گربه شده و ...

من هم گفتم اينجا دوتا بچه گربه هستن ،اينا هم مخلوق خدا هستن و ... آقا فرمودن نه اينا مخلوق خدا نيستن!!! من هم گفتم پس حتما فقط شما مخلوق خدايي . و خلاصه دعوا بالا گرفت و كارگرهايي كه تو ساختمان در حال ساخت كار مي كردن بيرون اومدن و قضيه رو فيصله دادن.

خيلي برام سخت و دردناكه ديدن اين همه تنگ نظري و بخل نسبت به اين موجودات بي پناه.

ولي همه چيز بد نبود چند تا اتفاق خوب هم افتاد .

اول اينكه چند تا از بچه هاي كوچه كه به گربه ها سنگ پرتاب مي كردند در اثر آموزش هاي اينجانب!!! تبديل به حاميان و مدافعان گربه هاي كوچه شدن و شبها كه من غذا ميگذارم اونها هم همراهيم مي كنن و كلي سوال در مورد مادر و پدر و خواهر و برادرو فك و فاميل اين گربه و اون گربه مي پرسن!!!من هم در نقش گربه شناس محل!!! تمام نسبتهاي خانوادگي رو براشون شرح ميدم.

دوم اينكه چند وقتي بود صبحها تو راه رفتن به محل كارم پشت چراغ قرمز يك چهار راه ، متوجه سگي در يك پاركينگ عمومي شده بودم.هميشه اونجا كه مي رسيديم نگاه مي كردم ببينمش ، تا چند روز پيش كه از دور ميديدم غمگين زير يك ماشين دراز كشيده بود.

هر بار ميديدم ذهنم مشغول ميشد كه اين طفلي شرايط زندگي و غذا و ... براش چطوره؟

ولي اونجا موقعيت اينكه پياده بشم و برم سراغش وجود نداشت.بايد يك روز تعطيل كه طرح ترافيك نباشه مي رفتم سراغش.

بالاخره هفته پيش رفتم به اون پاركينگ.يك محوطه بزرگ روباز بود كه تو اون منطقه شلوغ به عنوان پاركينگ عمومي استفاده ميشه.صاحبش پيرمرد مهرباني بود.

قبل از اينكه برم داشتم نقشه ميكشيدم كه اگه شرايط سگ خيلي بد بود بگم از انجمن حمايت از حيواناتم و ...يه جوري سگ بيچاره رو نجات بدم و ...

خلاصه رفتم و متوجه شدم اونجا سه تا سگ دارن.يك نر و دو تا ماده.اوني كه من مي ديدم يكي از ماده ها بود كه طي دعوايي با اون يكي سگ ماده پاش آسيب جزئي ديده بود و چند روزي بيشتر مي خوابيده و كمتر راه مي رفته.طفلي كمي هم لاغر بود و صاحب پاركينگ مي گفت از اون يكي سگ ماده خيلي مي ترسه.اسمش هم گرگي بود!

وضعيتشون خدا رو شكر نسبتا خوب بود.از يك فست فود در اون نزديكي استخوانهاي مرغ سوخاري براشون تهيه مي كردن و ميگفت هر چند وقت يكبار هم مي برمشون براي واكسن و معاينه و ...

البته طفلي ها به خاطر دود ماشين و هواي كثيف منطقه خيلي خيلي كثيف بودن و خيلي خيلي هم به نوازش احتياج داشتن.مدتي كه اونجا بوديم به نوبت كلي مورد محبت و نوازش قرار گرفتن!!البته تو همون حالت هم كيتي خانوم گرگي بيچاره رو چند بار دعوا كرد!(امان از دعواي هوو ها سر جناب ركس!)

كمي هم از غذايي كه براشون برده بودم خوردن،ولي مشخص بود غذاي خوب بشهون مي رسه چون سير بودن . خوشحال شدم و كلي از اون پيرمرد مهربان تشكر كردم و خدا رو شكر كردم كه هنوز انسانيت كاملا از بين نرفته!

جناب ركس!

كيتي خانوم!

خانوم گرگي!

و آخرين اتفاق خوب برمي گرده به ديروز كه يه بچه گربه ناز و مهربون (فندق) بعد از سه روز ميو ميو كردن و پيدا نكردن مادرش!ناچار اومد خونه ما.به شدت گرسنه و كثيف بود.حمامش كردم و كلي هم غذا خورد و ديشب هم رفت به زندگي جديدش پيش دوست مهربونم علي.پسر خوبي كه اينجا كامنت گذاشته بود مي خواد گربه بياره و خيلي هم دلسوز و مراقب هست و درباره نگهداري از گربه هم كلي تحقيق كرده.

اميدوارم اين پيشي ناز خوشحال و خوشبخت زندگي كنه.

البته با ورود ايشون ديروز ماجرايي داشتيم.حالا پم پم خانوم هم فرار كرد و رفت بالاي كابينت و نه آب خورد و نه غذا.ژوكس كم بود اينم اضافه شد!

روز مادر بر همه مخلوقات خدا مبارك باد!

فردا روز مادر است.روزي متعلق به با احساس ترين و پاك ترين موجود روي زمين.

اما آيا تنها انسانها از حق مادر شدن و مادري كردن برخوردارند؟

بگذاريم حيوانات هم مادري كنند.

حيوانات هم مانند ما احساس دارند ، آنها نيز فرزند خود را در آغوش مي گيرند.ليس مي زنند و مي بويند و ...

بدون شك ديدن تصوير رابطه سراسر عشق گربه مادر و بچه هايش ،هنگامي كه عاشقانه همديگر را مي بويند و لمس مي كنند و در آغوش مي كشند زيباترين تصوير دنياست.

و شنيدن صداي ناله هاي مادري كه فرزندانش توسط انسان نماها از وي جدا شده اند و ديدن آشفتگي و سراسيمه جستجو كردنش تلخ ترين تصاوير است...

(بگذاريم ديگر مخلوقات خدا هم مادري كنند)

 

 

 

 

روز مادر بر همه مادر ها ( انسانها و حيوانات ) مبارك باد!

حيوان آزاري ...

روز شنبه خانمي تماس گرفتند و گفتند شماره ام را از يكي از دامپزشكان گرفته اند.اول خوشحال شدم و فكر كردم براي پم پم عزيزم صاحبي پيدا شده  چون به آن دامپزشك هم سپرده بودم...

خانم پرسيدند شما مركز حمايت از حيوانات هستيد!!! گفتم مركز كه نه ولي ...

جريان از اين قرار است كه اين خانم از دوستداران حيوانات هستند و هر روز براي گربه هاي پاركي در نزديكي محل سكونتشان غذا مي برند(ايشان ساكن پاسداران هستند.)

يكي از روزهايي كه مطابق معمول به پارك رفته بودند از دور صداي داد و فرياد مي شنوند و با حاضر شدن در محل متوجه مي شوند كه جوان معتادي گربه بيچاره اي را به شدت كتك زده و سرش را روي زمين كشيده و به ديوار سيماني كوبيده و ...به هر نحو ممكن تا سر حد مرگ آزار داده البته وقتي اين خانم رسيده بودند گربه بيچاره فرار كرده و احتمالا گوشه اي جان داده چون ديگر او را نديده اند.چند نفر از اين ماجرا فيلمي تهيه كرده اند و فيلم هم موجود است.اين خانم از من تقاضاي كمك داشتند.مي گفتند هر روز در حوض آب پارك تعدادي گربه خفه شده مي بينند و نگهبانها مي گويند كار همين جوان و دوستانش است.اين خانم با اين فرد صحبت كرده و متوجه شده كه كراك مصرف مي كند و ... 

در حاليكه با شنيدن اين ماجرا اشك مي ريختم نمي دانستم چه كاري مي توان كرد؟ آيا در ايران مركزي وجود دارد؟آيا مي توان كاري كرد و ....

بعد از شنيدن خبر سوزاندن گربه اي توسط چند جوان در پارك لاله ، حالا هم اين خبر و فراوانند خبرهايي از اين دست...

اولين چيزي كه در اين زمان به ذهن هر كسي مي رسد انجمن حمايت از حيوانات است برايشان نوشتم و فرداي آنروز هم تلفني به مركز اطلاع دادم و خواستم به اطلاع آقاي دكتر آل داود برسانند كه فيلم هم موجود است و در صورت لزوم مي توانم در اختيارشان قرار دهم و تا اين لحظه هيچ پاسخي دريافت نكرده ام....

البته براي آقاي دكتر لطفي زاده هم نوشتم و ايشان قول دادند پس از دريافت فيلم خبر را انعكاس دهند...

كه از لطف و همكاري ايشان سپاسگزارم.

نميدانم به چه سمت و سويي در حركتيم؟

آيا وقت آن نرسيده كه ايران هم همچون ساير كشورها از قانون حمايت از حيوانات برخوردار شود؟

آيا نبايد مركزي براي حمايت واقعي از حيوانات در اين سرزمين دائر گردد؟

آيا حيوان آزاري يك بيماري رواني نيست؟

آيا قاتلین و خلاف‌کاران امروز حيوان آزاران گذشته نبوده اند؟

قاتل زنجیره‌ای «خفاش شب» یا متجاوز و قاتل کودکان معروف به «بیجه» هر دو در مصاحبه‌های قبل از اعدام‌شان اقرار کرده‌اند که در کودکی حیوانات را مورد اذیت و آزار قرار می‌داده‌اند و بعد از بزرگ‌تر و مسلما قوی‌ترشدن به سراغ انسان‌ها آمده‌اند.

آيا كودكاني كه آنروز در آن پارك شاهد اين صحنه ها بوده اند ، فردا پا جاي پاي همين جوان معتاد نخواهند گذاشت؟

مادري كه امروز كودكش را از  ترساندن و آزار رساندن به يك گربه منع نكرده و با خنده كارش را نيز تاييد ميكند ، مي داند كه چگونه موجودي را در دامن مي پرورد؟

اميدوارم به خود بياييم و آگاه شويم و لااقل نسل بعد و فرزندانمان را طور ديگري تربيت كنيم و از كودكي احترام به طبيعت و ساير مخلوقات خدا را نيز به آنها بياموزيم...

دوستان خوبم خيلي تلاش و مدارا كردم كه بخش نظرات اين وبلاگ آزادانه به روي همه گشوده باشد ، اما همانطور كه شاهد بوديد متاسفانه برخي افراد به طرح مسائلي خارج از موضوع و اين اواخر هم فحاشي و بي احترامي نسبت به سايرين پرداخته اند . از اين رو به ناچار بخش نظرات را پس از تاييد كرده و قبلا از اينكه ممكن است به علت مشغله زياد نظرات شما دير به دير تاييد شود ، پوزش مي طلبم.

عقيم سازي حيوانات ، بايدها و نبايدها

در خصوص عقيم سازي حيوانات همواره اختلاف نظرهايي بين حاميان حيوانات وجود داشته است. عده اي موافق و عده اي ديگر مخالف با اين موضوع هستند.اما براستي در وضعيت كنوني حيوانات در كشورمان ،  آيا عقيم سازي تنها راه بهبود نسبي وضع موجود نيست؟!!!

من هم موافقم و دوست دارم كه حيوانات زندگي طبيعي خود را داشته باشند .كاملا درست است كه آنها هم از حق توليد مثل و ... برخوردار باشند.اما بايد ديد كجا و به چه قيمتي؟

در كشور ما با اين مردم حيوان ستيز كه همه روزه شاهد يك ماجراي تازه عليه حيوانات بيچاره هستيم ، آيا باز هم اولويت با داشتن زندگي طبيعي است؟

هفته پيش بود كه زهراي عزيز تماس گرفت و خبر داد كه در دانشگاهشان اقدام به جمع آوري گربه ها كرده اند.قبلا هم اين خبر را شنيده بودم كه قرار است به علت ازدياد تعداد گربه ها چنين طرحي اجرا شود اما فكر نمي كردم اين موضوع به اين سرعت عملي شود.بماند كه چه حالي پيدا كردم بعد از شنيدن خبر.ولي خوشبختانه موضوع را به اطلاع دوستان رسانديم و فرداي آن روز با تماس تلفني و مراجعه حضوري به دانشگاه مشكل فعلا متوقف شد!مسئولين دانشگاه به جاي حل مسئله توسط عقيم سازي طبق معمول به پاك كردن صورت مسئله پرداخته بودند.

آيا در مملكتي كه قشر تحصيل كرده ما چنين رفتاري با حيوانات دارند همچنان بايد اجازه زاد و ولد طبيعي داده شود فقط به بهانه دخالت نكردن در اكوسيستم طبيعي؟!!!

كدام اكوسيستم طبيعي است ، كه انتظار داريم اين يك مورد به همين روال باقي بماند؟مگر كم شاهد بچه گربه هاي بيچاره اي هستيم كه توسط هموطنان گرامي! در سطل هاي زباله مدفون شده اند يا از مادر جدا شده و در محلي نا امن رها مي شوند و سرنوشتي جز مرگ با زجر در انتظارشان نيست؟

مگر كم شاهد اجساد حيوانات در حاشيه اتوبانها و حتي خيابانهاي فرعي شهرمان هستيم؟مگر همه روزه شاهد گربه هاي بدبخت و گرسنه اي كه از شدت گرسنگي ناي راه رفتن ندارند نيستيم؟مگر كم گربه هايي را ديده ايم كه بر اثر تصادف به طرز وحشتناكي دست يا پاي خود را از دست داده اند؟

همين چند روز پيش در خيابان گربه اي را ديدم كه يك پايش را جمع كرده بود ، نزديكتر رفتم و متوجه شدم احتمالا بر اثر تصادف پايش آسيب بدي ديده و استخوانش بيرون زده بود هر چقدر تلاش كرديم موفق به گرفتنش نشديم و از آنروز تا حالا از فكرش بيرون نمي آيم.

به راستي با اين آزار و اذيتي كه حيوانات متحمل مي شوند به دنيا آمدن بچه هاي جديد جايز است؟

در كشورهاي ديگر ، آنجايي كه قانون حمايت از حيوانات وجود دارد و براي حيوانت ارزش قائل هستند ، عقيم سازي يكي از موثرترين و كارآمد ترين شيوه ها براي كنترل جمعيت و رسيدگي به وضعيت حيوانات است. البته در آنجا اين كار توسط بخش دولتي ، شهرداري ها و سازمان هاي حمايت از حيوانات صورت مي پذيرد.در كشور ما كه از اين خبرها نيست و مسئولين مشغول انجام امور مهمتري هستند!! و شهرداري البته مشغول تير باران كردن سگ هاي ولگرد!

بنابراين باز هم اين مسئوليت بر عهده ما حاميان حيوانات است كه از سر وظيفه شناسي با كمك و همكاري يكديگر گامي هر چند كوچك در جهت رفاه حال حيوانات بر داريم.خوشبختانه هستند دامپزشكان متعهد و دلسوزي كه عمل عقيم سازي را به رايگان و يا با هزينه هاي بسيار پايين براي كمك به حيوانات انجام مي دهند.

يكي از مهمترين اهداف ما از احداث يك مركز اين است كه بتوانيم با كمك يكديگر دسته دسته حيوانات را عقيم كرده ، در دوره كوتاه نقاهت بعد از عمل در مركز نگهداري كنيم و سپس به محل زندگي شان برگردانيم.

و اما برخي مي گويند حيوانات به خصوص گربه ها پس از عقيم شدن ترسو و منزوي مي شوند و ...

تجربه من از ژوكس و پم پم و گربه هاي ساير اطرافيان و دوستان اين است كه نه تنها آرام و منزوي نشده اند ،بلكه همين الان پم پم خانوم با وجود داشتن بخيه عمل عقيمي از ديوار راست دارد بالا مي رود!!!

اميدوارم با عملي شدن  اين امر از تولد حيواناتي كه سرنوشتي جز آوارگي و بيچارگي ندارند جلوگيري شده و وضعيت حيوانات تا حدي بهبود يابد.

 پي نوشت :دوستان عزيز اين مطلب را بخوانيد.بهشت گربه ها اي كاش در ايران هم ذره اي براي حيوانات ارزش قائل بودند.

 

وضعيت حيوانات در جاده ها

تعطيلات فرصت مناسبي را براي سفر  فراهم ميكند.و عده زيادي را راهي جاده هاي كشور به خصوص جاده هاي شمال كشور ميكند.

اما متاسفانه مردم توي سفر هم همچنان به خود فكر ميكنند و خود را مي بينند و نسبت به طبيعت و حيوانات بي توجه و در بيشتر مواقع آسيب رسانند.

اگر دقت كرده باشيد توي راه كنار جاده ها سگهاي گرسنه و آواره اي را مي بينيد كه واقعا نيازمند كمك هستند.

من هر بار قبل از سفر مقداري غذا براي سگهاي كنار جاده آماده مي كنم ، اينبار هم طبق معمول غذاي سگ ها را آماده كردم ولي تفاوت امسال با سالهاي گذشته و يا حتي چند ماه قبل اين بود كه تعداد خيلي بيشتري از اين حيوانات به كنار جاده آمده بودند ،  كه احتمالا به علت تخريب و از رونق افتادن روستاهاي محلي كنار جاده ( به خصوص منطقه آبعلي) حيوانات بيشتري گرسنه مانده و ناچار به حوالي جاده مي آيند و بدتر از آن تعداد خيلي زيادي جسد سگها در كنار جاده بود كه اين هم حكايت از رانندگي عالي و با دقت هموطنان عزيز دارد!!!

خلاصه كه اين حيوانات به قدري زياد و گرسنه بودند كه من تمامي غذايي را كه به همراه داشتم و هر خوراكي كه در ماشين داشتيم را دادم ولي باز تعداد زيادي بدون غذا ماندند.طفلكي ها نان خالي را هم با ولع مي خوردند.

نميدانم و نميتوانم بفهمم كه ساير همونطنان عزيز كه از تعجب چشمهايشان گرد شده بود و به ما نگاه ميكردند كه داريم به اين بيچاره ها غذا مي دهيم، چگونه مي توانند در كنار يك حيوان كه از گرسنگي ناي روي پا ايستادن ندارد بنشينند و كباب نوش جان كنند؟؟!!!!!

و تازه با تمسخر به ما نگاه كنند و وقتي از چند محلي ، كه ساكن آنجا بودند خواهش كردم كه كمي از پس مانده غذاي خود به اين بيچاره ها بدهند يا جواب ندادند و پوزخندي زدند و رفتند و يا گفتند دلتان خوش است خانوم!!!

و من در تمام طول راه و سفر به ياد چشمهاي غمگين اين سگهاي مهربان بودم كه بقدري ظلم ديده بودند كه اكثرا خيلي مي ترسيدن و فرار ميكردن و ما با سختي توجه شان را به غذا جلب ميكرديم.

حتي در بخشهايي از جاده كه مشغول راهسازي بودند و كارگاهي بر پا بود و از سگها به عنوان نگهبان استفاده ميكردند ، گويا بازهم حاضر نبودند كه حداقل حق الزحمه نگهباني را به سگها بپردازند !!! و آنها را به لقمه ناني مهمان كنند.

من توقع ندارم كه بقيه هم مثل ما قدم به قدم با ديدن يك سگ توقف كنند و پياده شوند و گاها در قسمتهايي از جاده خود را به خطر بيندازند و غذا بدهند ولي لااقل هر جا كه خود براي خوردن غذا توقف ميكنند مي توانند حيوان گرسنه اي را مهمان كمي از غذاي خود يا حتي پس مانده غذايشان كنند.با اينكار شايد وضعيت اين حيوانات بيچاره كه به حكم سرنوشت در اين مكان متولد شده اند و جايي ندارند و حتي دسترسي به زباله هم ندارند كمي بهبود يابد.

تو رو خدا به معصوميتي در چشمان اين سگهاي نازنين موج مي زند نگاه كنيد!چطور دلتان مي آيد به تنهايي از همه نعمتهايي كه براي تمام مخلوقات خلق شده اند لذت ببريد؟!!!

آنها هم سهمي از نعمتهاي خدا دارند ولي به جرم زبان بستگي حقشان همواره پايمال مي شود.

در عوض هنگام برگشت ۲۰ كيلو پاي مرغ خريديم و حسابي همه غذا خوردن و سير شدن !!!

 

 

 

چهارشنبه سوري و نگراني هاي دوستداران حيوانات

باز هم چهارشنبه سوري فرا رسيد.سنت قشنگي كه مثل همه چيزهاي ديگه تو اين مملكت به ... كشيده شده.

همه مسائل و اتفاقات ناخوشايند اين روز يك طرف ( كه همه جا به اندازه كافي ، از هفته ها قبل همه جوانبش رو بررسي ميكنن و البته چقدر هم كه موثره!!! ) مسئله حيوانات بيچاره هم يك طرف.

ما كه انسان هستيم و ميدونيم اين صداهاي مهيب و وحشتناك براي چي هست و بارها تجربه شون كرديم با شنيدن اين صداها تا مرز سكته پيش مي ريم واي به حال اين حيوانات بدبخت.كه نه مي دونن جريان چيه و نه خونه و سرپناهي دارن و ...

و طبق معمول هم ما انسانهاي خودخواه ... اين همه وحشي بازي و سر و صدا رو به همه موجودات تحميل ميكنيم.

ما كه حيوون خونگي داريم به وضوح مي بينيم كه اين بيچاره ها چقدر ميترسن و اذيت مي شن تازه اينها تو خونه هستن و يك محيط امن، واي به حال اون طفلكي ها تو خيابون.

مي دونم كه كار خاصي نميشه كرد ولي تمام اين شب لعنتي نگرانم با هر صدايي كه مياد ميگم نكنه الان يه حيوون بيچاره آسيب ديده يا ... اين تازه فكر مثبتش است كه فقط صدا يا حادثه اي آزارشون بده. بگذريم از بيماران رواني كه براي خوش آمد خود و دوستانشون و ارضاي روح بيمارشون به آزار مستقيم حيوانات بيچاره تو اين شب دست ميزنن.

اميدوارم امسال هم به خير بگذره و موجودات كمتري چه انسان و چه حيوان آسيب ببينن.

من كه فردا زودتر از هميشه غذاي گربه هاي كوچه رو ميبرم تا بيچاره ها شب به هواي غذا نيان بيرون.متاسفم كه هر بار و به هر مناسبت و بهانه اي حيوانات بيچاره آسيب مي بينن.

ـ امروز گربه نازنين ديگري از ميان ما رفت."ني ني " گربه معلولي كه يك عمل جراحي سخت رو گذرونده بود.ميدونم كه الان راحت شد و جاي خوبيه.ولي از ظهر تا حالا كه ژاله اين خبر رو بهم داد خيلي داغون شدم.

ـ دوست مهربانم مرجان عزيز كه تو كامنت خصوصي در مورد اون سگ نوشته بودي الان متاسفانه كسي نيست ولي كامنت شما رو با حذف شماره تلفن عينا ميگذارم تا اگر كسي ميتونه به اين سگ بيچاره كمك كنه.

"با درود
با توجه به علاقه و محبتی که نسبت به حیوانات بی پناه دارید ، از شما تقاضای کمک داشتم . راستش چندی پیش سگی را در کوه پیدا کردم که متاسفانه دستش شکسته بود . او را به بیمارستان دامپزشکی فرمانیه منتقل کردم که مدتی تحت درمان بود و به دلیل شکستی بدی که داشت در دستش پلاتین قرار دادند . راستش این پلاتین باید تا سه ماه دیگر در دستش باید و بعد از این مدت حتما باید خارج شود چون باعث درد و ناراحتی او می شود . بهمین دلیل می خواستم از شما تقاضای کمک کنم که اگر دوست یا اشنایی را می شناسید که حیاط یا باغ بزرگی داشته باشد و بتواند در این مدت جایی برای این سگ زیبا و مظلوم پیدا نماید واقعا کمک بزرگی به من و او نموده اید . ضمنا دراین مدت تامین غذا و همچنین در صورت نیاز به دکتر دامپزشک، شخصا در تمام موارد حضور دارم . در صورتی که می توانید کمکی به من و او بنمائید لطفا با شماره ــــــــــــــــــــــــ تماس بگیرید .
با تشکر فراوان"

 شماره ايشون پيش منه اگه كسي كاري از دستش بر مياد بگه لطفا.ممنونم.

ـ از لطف همه شما ممنونم.براي اونهايي كه پرسيده بودن ، پم پم همچنان پيش منه و هنوز به دنبال يك صاحب مناسب هستيم.چند نفري پيدا شدن ولي متاسفانه خيلي شرايط مناسبي نداشتن.

خانه سگ هاي مهربان

لطفا به پي نوشت ها توجه فرماييد.

دوستان حتما همگي اطلاع داريد كه دوست مهربان و عزيزمون كيانا ( دادخواهي حيوانات از انسانها ) چندي است اقدام به نگهداري از سگهاي بي سرپرست در محلي در غرب تهران نموده است.

همواره از طريق گزارش هاي ارائه شده توسط كيانا ( دادخواهي حيوانات از انسانها ) پيگير حال سگها بودم تا اينكه چند روز پيش فرصتي دست داد تا از نزديك اين سگهاي مهربان رو ببينم.

نميتونم توصيف كنم كه اين موجودات با وفا در لحظه ورود چه كردند همگي با اشتياق از ما بالا ميرفتند و هر يك به طريقي ابراز محبت ميكرد من قبلا هم با سگها ارتباط داشتم (البته هيچوقت سگ براي نگهداري نداشتم ) ولي هر وقت شمال ميرويم هميشه بيشتر زمان من رو سگهاي نزديك ويلا پر ميكنند ، ولي نحوه برخورد اين سگهاي مهربان جور ديگه اي بود شايد هم چون من هيچوقت اين تعداد سگ رو با هم يه جا نديده بودم و اينگونه تا به حال ازم استقبال نشده بود خيلي تحت تاثير قرار گرفتم.

اگه اشتباه نكنم 10 تا سگ بالغ و 3تا توله خوشگل و زيبا كه بچه هاي برفي بودن اونجا زندگي ميكنند. به لطف رسيدگي هاي خوب كياناي عزيز همگي خوب و سرحال بودن و فقط يكي كه پاش دوبار هم جراحي شده احتياج به كمك داشت كه هنوز تحت درمان است.

من در ادامه عكسهايي از اين فرشته هاي نازنين رو ميگذارم ولي قبل از اون لازمه چند نكته رو عرض كنم.

اينكه كيانا واقعا دست تنهاست و بار خيلي خيلي بيش از حد توانش رو داره به دوش ميكشه .كيانا و همسر مهربانش هفته اي يكبار زمان زيادي رو براي تهيه غذاي سگها و آوردنش به محل و تامين ديگر نيازها و همچنين واكسيناسيون ، كارهاي درماني و پزشكي سگها و .... انجام ميدهند بگذريم كه بخش قابل توجهي از هزينه ها توسط خود اين دو عزيز تقبل ميشه و حتي المقدور سعي ميكنند جز مواقع خاص از كمكهاي جمع آوري شده در صندوق استفاده نكنند .

جريان صندوق نيز از اين قرار است كه چندي پيش صندوقي راه اندازي شده كه هركس هر چقدر كه ميتونه و براش مقدوره ماهانه به اين صندوق واريز ميكنه و كيانا در گزارش هاي ارائه شده نام فرد ، تاريخ و مبلغ واريزي  رو عنوان ميكنه و همچنين هزينه هايي كه از صندوق برداشت شده.

شماره كارت: بانك ملت: 5643 1040 3321 6104

1) هر دوست ارجمندي كه قصد واريز كردن مبلغي را دارد، از قبل در يك پيغام خصوصي در تالار گياهخواري  يا به ايميل كيانا : hoghoghe_heyvanat@yahoo.com نام، مبلغ پرداختي، تاريخ پرداخت را اعلام كند.

2) پس از واريز مبلغ، از دو طريق به كيانا خبر دهيد: يا شماره فيش پرداختي را با ذكر نام و مقدار مبلغ واريزي در پيام خصوصي در تالار گياهخواري خبر دهيد. يا فيش پرداختي را اسكن شده ارسال كنيد. تا كيانا در تالار به اطلاع همه دوستاني كه در اين امر بزرگ شركت دارند برساند.

البته موجودي جمع شده در صندوق صرفا براي اين محل نيست و براي تمامي حيوانات مجروح و آسيب ديده و همچنين اطلاع رساني و فرهنگ سازي از قبيل چاپ بروشور و ... هزينه مي شود.

دوستان همچنين ميتوانند علاوه بر كمكهاي نقدي كمكهاي غير نقدي خود را نيز براي سگها به شرح زير انجام دهيد :

1) پتو ، موکت ، لباس های گرم دست دوم.

2) گندم، جو، برنج ارزان قیمت، نان خشک بدون کپک و غذای خشک سگ.

ولي مهمتر از اينها همونطور كه قبلا گفتم كمك در انجام امور اين محل هست كه واقعا بار زحمات بر دوش يك نفر نباشه و هر كس هركاري كه از دستش بر مياد دريغ نكنه.

بنابر اين خواهش ميكنم هر كسي تمايل داره به هر طريقي به اين محل كمك كنه اعلام كنه و توي اين كار بزرگ سهمي داشته باشه.

پي نوشت: دوستان ظاهرا بلاگفا قاطي كرده! الان از كامنت خصوصي چند تا از دوستان متوجه شدم كه براي اين پست نتونستن كامنت بذارن و الان ديدم كه كامنت هاي اين پست رفته تو كامنت هاي دو تا پست قبل !!!!

من كامنتي يا پستي رو پاك نكردم! الان هم همه كامنتها رو كپي كردم تو همين پست.

به هر حال بلاگفا ديگه پوزش!

پي نوشت 2:دوستان عزيزي كه براي اولين بار به اين وبلاگ سر ميزنيد اگر مكاني داريد كه براي نگهداري از حيوانات بتونيد در اختيار بگذاريد (اعم از باغ ،زمين يا خانه قديمي و ...)يا كسي رو سراغ داريد كه تمايلي به انجام اين كار خير داره لطف كنيد اطلاع بديد.ممنونم.

در ضمن اين سگها به كساني كه واجد شرايط باشند واگذار ميشوند:

1-تمامي سگها واكسيناسيون شده و داراي شناسنامه ميباشند لذا هزينه واكسيناسيون و شناسنامه آنها كه مبلغي جزئي ميباشد گرفته ميشود.

2-اجازه پيگيري و بازديد سگ يا سگهاي واگذار شده داده شود.

3- در صورت عدم تمايل به ادامه نگهداري به فرد واگذار كننده تحويل داده شود.

4- سگ اين حيوان باوفا و زيبا براي هميشه در گوشه اي با طناب بسته نشود.

5- حداقل آب و غذاي سالم به سگ يا سگها داده شود.غذاي سگ شامل آب و نان خشك نيست.

اين اواخر ...

تو اين مدت زمان زيادي رو صرف سر زدن به وبلاگهاي پر بازديد ميكردم و ازشون خواهش ميكردم كه يه مطلبي در خصوص حيوانات به خصوص گربه ها بنويسن.اين اواخر خواهش هام ديگه يه جورايي رنگ گدايي به خودش گرفته بود.در مراحل اوليه كه اغلب جوابي دريافت نميكردم ،خوب مشخصه كه اونا با اون همه مخاطب توجهي نداشتن. ولي وقتي با اصرار زياد بارها و بارها پيگيري ميكردم اغلب پاسخ هايي از اين دست ميشنيدم كه:

نمينويسم چون ارتباطي با موضوع وبلاگ من نداره ، يا اينكه من خودم از حيوانات خوشم نمياد و مخاطبينم هم دوست ندارن اين چيزا رو بخونن.

ولي من همچنان ادامه دادم .به هرجايي كه ميتونستم سر زدم و خواهش كردم و سعي كردم مجابشون كنم.چون معتقدم هدف ما از راه اندازي اين وبلاگها اينه كه ديد مردم رو نسبت به اين مخلوقات خدا تغيير بديم.

درسته ، ما هر كدوم در مورد حمايت از حيوانات تلاش ميكنيم و مينويسيم ولي متاسفانه مخاطبين محدودي داريم.در واقع هر يك از ما خود مخاطب ديگريست و انگار كه ما داريم فقط براي همديگه مينويسيم اين خيلي خوبه ولي كافي نيست .هدف ما آگاهي آدمهايي است كه تا به حال به اين قضيه فكر نكردن و نسبت به حيوانات بي توجه هستن بنابراين من به اين كار ادامه دادم تا اينكه با وبلاگ چند قدم نزديكتر به خدا (ياسمن عزيز) آشنا شدم.تو همايش بانوان برتر وبلاگ نويس رتبه اول رو كسب كرده بود.

از ايشون خواهش كردم مطلبي در خصوص حيوانات بنويسه و ايشون پيشنهاد داد كه من مطلبي بنويسم و ايشون لينك بدن به مطلب من.با توجه به فرصت خيلي كوتاه سعي كردم مطالبي رو كه يه آدم تازه وارد به محيط حيوانات لازمه بدونه بنويسم.

آدماي خيلي زيادي اومدن و خوندن.حدود 350 نفر يا بيشتر مخاطب جديد سر زدن.نميدونم رو چند تاشون تاثير داشته و يا واقعا نميدونم كه چند نفرشون بعد از اينكه متوجه موضوع شدن مطلب رو تا آخر خوندن؟

يه تعدادي هم نظر دادن.

بعضي ميگفتن كه موثر بوده و از اين به بعد تغيير خواهند كرد :

نویسنده: يك خواننده
پنجشنبه 21 آبان1388 ساعت: 8:47
مطمئن باشيد كه موثر بود .حالا فهميدم چقدر اين مدت بي تفاوت گذشتم.جبران خواهم كرد.


برخي در مورد بيماري زايي صحبت كردن :
نویسنده: سارگل
پنجشنبه 21 آبان1388 ساعت: 11:10
درسته.من هميشه از گربه ها به خاطر صحبت هاي مادرم كه از بچگي ميگفت بيماري زا هستن دوري مي كردم.مرسي.

براي عده اي هم صحبت درباره حيوانات عجيب بود:
نویسنده: كريم
پنجشنبه 21 آبان1388 ساعت: 11:14
باورم نميشه يه آدمي درباره حيوانات اينجوري وقت بگذاره.عجيبه.موفق باشيد.

در هر صورت من معتقدم اگر از اين تعداد الان تنها يك نفر هم باشه كه ديدش تغيير كرده باشه و از اين پس به حيوانات كمك كنه اين خودش موفقيت بزرگيه و همون هدفي است كه من بخاطرش اينجا هستم.از همگي ممنونم و ازتون خواهش ميكنم شما هم به هر طريقي كه به ذهنتون ميرسه سعي كنيد ديد مردم رو تغيير بديد.
اگر روزانه هر كدوم از ما تو ده تا وبلاگ بريم و يه كامنتي بذاريم و تو اون از مردم خواهش كنيم تو اين فصل سرد كمي از غذاشون رو براي گربه ها بذارن يا ... اينجوري اين هزاران كاربر اينترنت كه هر روز سراغ اين وبلاگها ميرن بالاخره يه تلنگري ميخورن و اگر حتي در هر روز فقط يك نفر هم به جمع ما اضافه بشه خودش كلي ارزشمند است .بازم از همه ممنونم.


براي تازه واردهاي عزيز

از همه عذر ميخوام كه مجبورم پست جديد رو به اين زودي بنويسم.

اينبار سلام به همه خوانندگان تازه وارد عزيز.

ابتدا از ياسمن (چند قدم نزديكتر به خدا) عزيز تشكر ميكنم كه توجه شما رو به اينجا جلب كردند.

ميخوام از همگي خواهش كنم كه كمي با حيوانات مهربانتر باشند.اگر هر شب كمي از غذاي خودتون رو روي يك تكه روزنامه يا داخل يك ظرف يكبار مصرف بريزيد و كنار سطل زباله هاي شهرداري قرار بديد ميتونيد كمك بزرگي به گربه هاي گرسنه و آواره بكنيد .اينجوري شما ميتونيد تو يه كار خير سهيم باشيد.همونطور كه شما حق زندگي داريد اين مخلوقات زبان بسته هم حق دارن و اين ما هستيم كه با خودخواهي خود اين حق رو از اونا گرفتيم.

در مورد بيماري زايي و اين صحبت هايي كه بين مردم متاسفانه رايج شده بايد بگم كه

توکسوپلاسموز بیماری عفونی است که توسط انگل تک سلولی به اسم توکسوپلاسما باعث مبتلا شدن انسانهائی که سیستم دفاعی بدنشان ضعیف است میشود. گربه ها با خوردن گوشت خام و آلوده حیوانات دیگر (مثل موش و پستانداران دیگر) به این انگل مبتلا میشوند. لذا امکان مبتلا شدن گربه های خانگی که داروی ضد انگل به آنها داده میشود و غذای پخته میخورند تقریبا"‌ صفر است. لازم به یاد آوریست که انگل توکسوپلاسموز تنها در مدفوع گربه ممکن است وجود داشته باشد که با دس،ت زدن به آن نشستن دست و خوردن آن ممکن است بعضی ها را مبتلا سازد. انگل توکسو پلاسموز در گوشت حیواناتی از قبیل گوسفند و گاو و خوک .... نیز میتواند وجود داشته باشد به همین دلیل همواره توصیه میشود بعد از بریدن و تکه کردن گوشت... دست و کارد و تخته و میز که گوشت با آن در تماس بوده به خوبی شسته و تمیز شود بنابراين خطر ابتلا به توكسوپلاسموز از طرق ديگر خيلي بيشتر از ارتباط با گربه هاست.

بنابراين به هيچوجه نگران بيماري و اين صحبتهايي كه متاسفانه هر روز باعث بدبين تر شدن مردم به اين حيوانات مي شوند نباشيد.

پس شما براحتی و بدون نگرانی می توانید گربه های شهر مان را نوازش کنید و دوباره دست دوستی به سوی آنها دراز کنید به مانند گذشتگان خود . نترسيد با غذا دادن به گربه ها ، جمعيت آنها زياد نمي شه. نكنه فكر مي كنيد تمام گربه هايي رو كه در كوچه و خيابون هاي شهر مي بينيد ، توكسوپلاسموز دارند؟ ! تا بحال به اين فكر كرديد وقتي بين مردم هستيد چند نفر دچار بيماري هاي خطرناك و كشنده ي سرايت دهنده هستند پس بايد همه ي آن آدمها هم شناسايي شوند و همشون رو مثل حيونهاي مريض كشت؟ آيا اين منطقي هست؟ گربه ها مگه آشغال خور بودند ، بيچاره ها از روي ناچاري بايد هر روز توي آشغال هاي كثيف و بوگندو پرسه بزنند تا يك ته مونده غذاي بدمزه و پر از ميكروب رو گير بيارن و شكمشونو سير كنند. تعداد زيادي از بچه گربه ها در همون چند ماه بعد از شير خوارگي بر اثر خوردن غذاهاي فاسد و آبهاي آلوده دچار بيماري هاي عفوني و گوارشي شديد مي شوند و مظلومانه در گوشه اي از اين شهر مي ميرند. بیایید برای آرامش و ایجاد روحیه صلح آمیز در بین خود و فرزندانتان ، به همه ی حیوانات از راه غذا دادن ،آزار نرساندن و محبت كردن به آنها ، با آنها زندگي مسالمت آميزي را شروع كنيم.

وقتی گربه ای از دیوار خونه تون وارد حیاط می شه،از حیوان بیچاره استقبال کنید نه اونواز خونتون بیرون کنید

ازتون خواهش ميكنم تو اين فصل سرد اجازه بديد گربه ها داخل موتورخانه يا زيززمين خونه هاتون بمونن به خدا هيچي ازتون كم نميشه و مطمئن باشيد خداوند درهاي محبت و رحمتش رو به سوي شما باز مي كند.

يادمون باشه كه مادربزرگ هایمان همیشه برای آنها ته مانده ی سفره را گوشه ی حیاط یا دم در خانه میریختند و گربه های کوچه و خیابان با دیدن رنگ مهربان چادر نماز آنها کرنش کنان نزدیک می شدند. مادر بزرگ میگفت استخوانهای مرغ را با دندان به نیش نکشید تا چیزی هم برای گربه ها باقی بماند.

ببخشيد اين مطلب رو بنا به دلايلي خيلي خيلي سريع نوشتم و در بسياري از جاها از مطالب وبلاگ ژاله عزيز (گربه ايراني) استفاده كردم.اميدوارم شاهد تغيير ديدگاه شما عزيزان نسبت به حيوانات و همچنين كمك هاي بي دريغ شما به اين مخلوقات خدا باشيم.با سپاس

پي نوشت:

ميخواستم خواهش كنم اگر كسي زميني،خانه قديمي ، يا جايي رو داره يا كسي رو سراغ داره كه ميتونه در اختيار حاميان حيوانات قرار بده براي نگهداري حيوانات بيمار و بي سرپرست و همين طور اجراي طرح عقيم سازي گربه ها (طي كردن دوران نقاهت در آن مكان) اطلاع بده.ممنون ميشم.

شايد اينطوري بشه كمي وضع اين حيوانات بيچاره رو سر و سامان داد.

مهمان هاي ناخوانده

چند وقت پيش جشن نامزدي يكي از اقوام دعوت شديم.مثل همه جشن ها پر بود از خوشي و شادي و رقص...

تا اينكه وقت شام شد.طبق معمول يه عالمه غذاي خوشمزه. تا اومدم شروع كنم به خوردن غذا مثل هميشه بغض گلوم رو گرفت .نمي دونستم چيكار كنم .واقعا ديگه حق نداشتم بخاطر احساساتم شب خوش اطرافيانم رو خراب كنم.اما مگه ميشد ،دائم تصوير گربه هاي گرسنه كوچه و خيابون جلوي چشمم ميومد و اينكه امشب اونقدر دير مي رسم كه حتي ديگه نميتونم براشون گردن بپزم .ديگه نميتونستم ادامه بدم تصميم خودمو گرفتم رفتم پيش مامانم و يواشكي بهش گفتم بعد از شام بره تو آشپزخونه و غذاها رو جمع كنه بگه پگاه ميخواد براي گربه ها ببره.

وقتي مامانم قبول كرد يه نفس راحت كشيدم و با لبخندي بر لب رفتم غذا بخورم.همسرم هم متوجه شد كه امشب مراسم غذا رساني با اتومبيل و در سطح وسيعتري نسبت به شبهاي گذشته صورت مي پذيرد!!!

خلاصه بعد شام همه كمك كردن و كلي غذاي خوشمزه براي مهمونهاي ناخوانده جمع كرديم البته طبق معمول بودند انسانهاي عزيزي كه به من همچون آدم فضايي مي نگريستند. ولي اصلا برام مهم نبود مهم اونايي بودن كه ميتونستن با اين غذا سير شن.

حدوداي ساعت 2يا 3 نيمه شب مهماني تمام شد و من و همسرم تقريبا به بيشتر كوچه هاي محل مامانينا و محل خودمون سر زديم البته كم كم ميذاشتم كه به همه برسه!

تا اينكه رسيديم سر كوچه خودمون و اون سگي رو ديديم كه چند وقت پيش تو اون صبح باروني من ديده بودمش و تا رفتم پايين رفته بود.طفلي تا ما رو ديد از ترس سر و نصف تنش رو فرو كرد زير سطل زباله شهرداري.

از ماشين پياده شدم و براش غذا ريختم و اون، با اون چشماش نگاهي بهم كرد كه همه تنم لرزيد.اون يه نگاه به همه چيز مي ارزيد.كاش بقيه هم معني اين نگاه ها رو مي فهميدن ، به خدا اگه بقيه هم معني اين نگاه ها رو درك ميكردن ديگه ...

بازم سرما

امروز صبح كه مثل هميشه قبل از بيرون رفتن از خونه داشتم براي يا كريما و كبوترا ارزن مي ريختم پشت پنجره ، اول خدا رو شكر كردم به خاطر اين هواي خوب و اين بارون قشنگ . ولي يه دفعه يه چيزي ديدم كه از ذهنم بيرون نميره و بدجوري اعصابمو بهم ريخته يه سگي رو ديدم كه با عجله داشت كوچه رو به سمت پايين طي مي كرد تو اين بارون حتما گرسنه هم بود لابد بايد تا مردم عزيز از خواب بيدار نشدن مي رفت يه جا خودشو مخفي مي كرد كه نكنه خدايي نكرده خاطر انسان عزيزي آزرده بشه . خيلي دوست داشتم برم بهش غذا بدم ، نوازشش كنم و بيارمش تو خونه ولي مثل هميشه يه آرزوي محال بود با اينكه ميدونستم تا برم پايين رفته سريع لباس پوشيدم چند تا تكه جگر برداشتم رفتم پايين .بارون خيلي شديدتر شده بود ولي اون رفته بود . از صبح تا حالا همش تو فكرشم تو فكر اون و همه حيوانات گرسنه و بي سرپناه . بازم فصل سرما و آوارگي اين حيوانات بيچاره كه مردم حتي يه گوشه از موتورخانه خونشون رو هم ازشون دريغ مي كنن. من تو اين فصل تمام مدت كارم باز كردن پنجره كوچك موتورخانه است .همسايه ها مي بندن و من باز مي كنم و اين كلنجار هميشه تو فصل سرما ادامه داره .آي آدما كه تو خونه گرم و نرمتون كنار خانوادتون نشستيد به خدا هيچي ازتون كم نميشه اگر يه حيوون بيچاره تو يه گوشه از پاركينگ خونتون يا گوشه موتورخونه خونتون بخوابه . به خدا اونا جايي ندارن ، به خدا سرپناهي ندارن .به خدا اونا هم از اين دنيا حقي دارن . اينقدر خودخواه نباشيد . تو رو خدا يه كم مهربون باشيد .

بياين همه كمك كنيم (پيشنهاد)

يه پيشنهاد دارم براي همه اونايي كه براي همه موجودات ارزش قائلن و خودشون رو برتر از سايرين نمي دونن . براي همه اونايي كه قلبشون با ديدن گرسنگي و آزار يه حيوون به درد مياد و از ته دل آرزو مي كنن كاش اينجوري نبود. من تازه اومدم و دارم مي نويسم ولي تو اين مدت كوتاه با عزيزان زيادي آشنا شدم كه واقعا خوشحالم و بوجودشون افتخار مي كنم ، كساني كه با دلسوزي پيگير امور حيوانات هستند و در قبال اونا احساس مسئوليت ميكنن . تو اين مدت ديدم كه خوشبختانه تعدادمون كم نيست و شايد بتونيم با كمك و همفكري هم يه كارايي بكنيم تا يه كمي وضع حيوانات به خصوص گربه ها بهتر بشه .

مي دونم كه چند جا يه پناهگاه هايي براي نگهداري از حيوانات دائر شده ولي تا جايي كه مي دونم فقط براي سگ هاست داشتم فكر مي كردم شايد با كمك هم بتونيم يه جايي رو براي نگهداري گربه ها دائر كنيم تا حداقل اين موجودات بدبخت اين سرزمين يه جايي داشته باشن . اينجوري البته اگه اين كار در سطح وسيعي انجام بشه آدماي به ظاهر آدم هم خيلي خوشحال ميشن كه از شر اين مزاحمان راحت شن !

اين جور كه من تو پست هاي خانم ژاله عزيز ديدم تعدادمون به حدود 300 نفر مي رسه البته شايد من اشتباه كنم لطفا اگه اطلاع بهتري داريد بگيد .اينجوري اگه ماهانه هر كدوم 10 تا 15 هزار تومان بپردازيم ميشه هزينه هاي روزمره مركز رو تامين كرد . البته حتما همه موافقيد كه تمام گربه ها قبل از رفتن به مركز بايد عقيم بشن و اينكارم هزينه دارد نمي دونم خيلي دقيق نميشه همه چيزو براورد كرد نياز به همفكري همه شما عزيزان بخصوص خانم ژاله و مرجانك عزيز هست ولي مي دونم اگه تلاش كنيم و همه همفكري كنيم حتما شدنيه .فقط مهمترين قضيه مكانش است كه بايد يه باغ يا زمين بزرگ خارج شهر باشه كه اگه يكي رو پيدا كنيم حاضر شه در اختيار مركز قرار بده ... (نمي دونم شايد خيلي رويا پردازيه ولي هر واقعيتي يه روز يه رويا بوده ) در مورد مجوز كسي اطلاعي داره كه موانعي وجود داره يا نه ؟

دوستان تو رو خدا به اين موضوع يه كم جدي فكر كنيد ، اگه تلاش كنيم و از آدماي خوبي كه شايد تو اين محيط نيستن ولي حامي حيوانات هستن هم كمك بگيريم و همه دست به دست هم بديم مي تونيم گربه هاي زيادي رو نجات بديم . خواهش مي كنم هر كي هر چي به ذهنش مي رسه بگه شايد بشه .به اميد اونروز .