حيوان آزاري ...
خانم پرسيدند شما مركز حمايت از حيوانات هستيد!!! گفتم مركز كه نه ولي ...
جريان از اين قرار است كه اين خانم از دوستداران حيوانات هستند و هر روز براي گربه هاي پاركي در نزديكي محل سكونتشان غذا مي برند(ايشان ساكن پاسداران هستند.)
يكي از روزهايي كه مطابق معمول به پارك رفته بودند از دور صداي داد و فرياد مي شنوند و با حاضر شدن در محل متوجه مي شوند كه جوان معتادي گربه بيچاره اي را به شدت كتك زده و سرش را روي زمين كشيده و به ديوار سيماني كوبيده و ...به هر نحو ممكن تا سر حد مرگ آزار داده البته وقتي اين خانم رسيده بودند گربه بيچاره فرار كرده و احتمالا گوشه اي جان داده چون ديگر او را نديده اند.چند نفر از اين ماجرا فيلمي تهيه كرده اند و فيلم هم موجود است.اين خانم از من تقاضاي كمك داشتند.مي گفتند هر روز در حوض آب پارك تعدادي گربه خفه شده مي بينند و نگهبانها مي گويند كار همين جوان و دوستانش است.اين خانم با اين فرد صحبت كرده و متوجه شده كه كراك مصرف مي كند و ...
در حاليكه با شنيدن اين ماجرا اشك مي ريختم نمي دانستم چه كاري مي توان كرد؟ آيا در ايران مركزي وجود دارد؟آيا مي توان كاري كرد و ....
بعد از شنيدن خبر سوزاندن گربه اي توسط چند جوان در پارك لاله ، حالا هم اين خبر و فراوانند خبرهايي از اين دست...
اولين چيزي كه در اين زمان به ذهن هر كسي مي رسد انجمن حمايت از حيوانات است برايشان نوشتم و فرداي آنروز هم تلفني به مركز اطلاع دادم و خواستم به اطلاع آقاي دكتر آل داود برسانند كه فيلم هم موجود است و در صورت لزوم مي توانم در اختيارشان قرار دهم و تا اين لحظه هيچ پاسخي دريافت نكرده ام....
البته براي آقاي دكتر لطفي زاده هم نوشتم و ايشان قول دادند پس از دريافت فيلم خبر را انعكاس دهند...
كه از لطف و همكاري ايشان سپاسگزارم.

نميدانم به چه سمت و سويي در حركتيم؟
آيا وقت آن نرسيده كه ايران هم همچون ساير كشورها از قانون حمايت از حيوانات برخوردار شود؟
آيا نبايد مركزي براي حمايت واقعي از حيوانات در اين سرزمين دائر گردد؟
آيا حيوان آزاري يك بيماري رواني نيست؟
آيا قاتلین و خلافکاران امروز حيوان آزاران گذشته نبوده اند؟
قاتل زنجیرهای «خفاش شب» یا متجاوز و قاتل کودکان معروف به «بیجه» هر دو در مصاحبههای قبل از اعدامشان اقرار کردهاند که در کودکی حیوانات را مورد اذیت و آزار قرار میدادهاند و بعد از بزرگتر و مسلما قویترشدن به سراغ انسانها آمدهاند.
آيا كودكاني كه آنروز در آن پارك شاهد اين صحنه ها بوده اند ، فردا پا جاي پاي همين جوان معتاد نخواهند گذاشت؟
مادري كه امروز كودكش را از ترساندن و آزار رساندن به يك گربه منع نكرده و با خنده كارش را نيز تاييد ميكند ، مي داند كه چگونه موجودي را در دامن مي پرورد؟
اميدوارم به خود بياييم و آگاه شويم و لااقل نسل بعد و فرزندانمان را طور ديگري تربيت كنيم و از كودكي احترام به طبيعت و ساير مخلوقات خدا را نيز به آنها بياموزيم...
دوستان خوبم خيلي تلاش و مدارا كردم كه بخش نظرات اين وبلاگ آزادانه به روي همه گشوده باشد ، اما همانطور كه شاهد بوديد متاسفانه برخي افراد به طرح مسائلي خارج از موضوع و اين اواخر هم فحاشي و بي احترامي نسبت به سايرين پرداخته اند . از اين رو به ناچار بخش نظرات را پس از تاييد كرده و قبلا از اينكه ممكن است به علت مشغله زياد نظرات شما دير به دير تاييد شود ، پوزش مي طلبم.