پسر و دختر گلم!!! بدون شرح

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتي كه پم پم دزد مي گيرد!!!

يكي از عادتهاي پم پم اينه كه با حيواناتي كه از پنجره مي بينه حرف ميزنه!(اگر گربه داشته باشيد حتما فرق بين حرف زدن و ميو ميو كردن رو ميدونيد.)

 

و جالب اينجاست كه هرچي حيوان مورد نظر جثه بزرگتري داشته باشه صداي حرف زدن پم پم به همون نسبت بلندتر خواهد شد!(مثلا صداي حرف زدنش با يك كلاغ به مراتب بلندتر از صداي حرف زدنش با يك گنجشكه!)

پم پم و فرزند معروف و محبوبش!

ديشب نيمه هاي شب بود ، فكر كنم حدود ۲ يا ۳ شب كه با صداي حرف زدن پم پم از خواب بيدار شدم.ديدم پم پم رفته پشت پنجره و به شدت مشغول صحبته!چند بار صداش كردم كه بي خيال بشه و بياد بخوابه كه بي فايده بود (پم پم تحت هر شرايطي وقتي صداش مي كنيم خودش رو مي رسونه يا اگه خواب باشه و يا حتي زير تخت باشه بالاخره يه جوابي ميده اما وقتايي كه داره با كسي از پشت پنجره حرف مي زنه اگر خودمون رو بكشيم هم محل نميذاره!)

 

پم پم تو بغل باباش!

خلاصه كه پم پم بي خيال نشد و نيومد و بلند بلند نصفه شبي به حرف زدن ادامه داد.ديگه بلند شدم برم ببينم چيه كه اين وقت شب اينقدر جذابه كه ديدم به به !!! ۵ تا آقا در حال بريدن كابل هاي تير چراغ برق هستن!همونطور هاج و واج مونده بودم كه اينا دارن چيكار مي كنن كه ديدم از ساختمون روبرو يه آقايي سرش رو از پنجره آورد بيرون و داد زد دزد ، دزد ، برق رو دزدين و ...

اينجا داره حرص ميخوره چون از خواب بيدارش كردم!

البته كه دزدهاي عزيز تا بقيه بيدار بشن و بيان تو كوچه همه كابل ها رو بار وانت كردن و بردن . ولي بالاخره دختر ما زودتر از همه دزدها رو كشف كرده بود اما به جاي اينكه خبر بده ، شروع كرده به گپ و گفت باهاشون

 

ژوكس هم حالش خوبه و به شدت تو دل پدر بزرگ و مادر بزرگ و دايي اش!!  خودشو جا كرده.دعا كنيد زودتر اوضاع مون روبراه بشه  كه پسرم رو برگردونم.

اينجا ژوكس بعد از يه عالمه بازي و شلوغ كاري رفته بخوابه كه من اومدم ازش عكس بگيرم.اينجايي هم كه خوابيده روي سقف لونه اي كه همون سال اول براش ساختيم و فقط يك روز رفت توش و در بقيه مواقع از سقفش استفاده مي كنه.

                    ------------------------------------------------------------------------------

 

از لطف و اعتماد و محبت همه شما بي نهايت سپاسگزارم ، خيلي ها تو اين مدت از طريق ايميل و كامنت خصوصي به عضويت پناهگاه "ديده بان گربه هاي ايران "در آمدند ، چند روزي صبر مي كنم تا بقيه هم اقدام كنند و بعد جدول ديده بان ها را اينجا قرار خواهم داد.

اخبار پناهگاه click

صندوق پناهگاه click

پي نوشت: دوستان عزيز آيا همه كسانيكه تا كنون اعلام آمادگي كردند، شماره ديده بان خود را از طريق ايميل دريافت كرده اند؟اگر كسي دريافت نكرده اطلاع بده لطفا.

 در ضمن دوستان لطفا spam ها را چك كنيد ممكنه ايميل اونجا رفته باشه!!!

دوستاني كه ايميل دريافت كرده اند و به هر دليلي تمايل يا توان همكاري ندارند نيز لطفا اطلاع دهند تا بتوانم ليست را اصلاح كنم.با سپاس

پم پم خانوم تولدت مبارك!

 

 پم پم يك ساله     شد!

 

امروز بنا به تخمين هاي اينجانب پم پم خانوم يك سالش شد!

ديشب براش تولد گرفتيم و هر چي از برادرش!  ژوكس خواهش كرديم حداقل در اين مراسم شركت كنه نشد كه نشد

در هر صورت اين شما و اين هم پم پم خانوم يك ساله ما!

 

 

 

 

اين پم پم حتي نذاشت مراسم كامل انجام بشه!همون وسط تولد، نصف كيكش رو خورد!

اگه تونستيد تو تصوير بالا بگيد پم پم كدومه؟!بچه ام رنگ ميزه ديده نميشه!

 

* فكر نكنيد بين بچه هام فرق ميگذارما ! تولد ژوكس 4 شهريوره.پارسال اون موقع هنوز اين وبلاگ وجود نداشت كه شرح تولد ژوكس رو توش بنويسم! 

* اينقدر هيچكس نيومد سرپرستي اين بچه رو به عهده بگيره كه يك سالش شد!

* فقط داشته باشيد پاپيون دخترم رو هزار بار صافش كردم تا اومدم عكس بگيرم به اين روز در آوردش!

اندر احوالات ژوكس و  پم پم !!!

چند وقت پيش ژوكس رو به خونه برگردوندم.از اون موقع تا به حال ماجرايي دارم با اين دوتا!

پم پم رو خونه مامانم گذاشتم ولي هر چند روز يكبار بنا به دلايلي ميارمش خونه.به محض ورود پم پم ،وقتي هنوز پم پم داخل سبد است ژوكس مي پره طبقه بالايي كمد ديواري قايم ميشه و تا لحظه اي كه پم پم تو خونه باشه ،نه پايين مياد،نه لب به آب و غذا مي زنه و نه دستشويي ميكنه!

با وجود اينكه تو اون اتاق براش همه چيز گذاشتم و چند روزي هم در اتاقش رو بستم كه حداقل بياد غذا بخوره اما از حسودي و براي تنبيه من هم كه شده هرگز پايين نمياد.

اما پم پم عين خيالشم نيست ،بچه ام اصلا تو باغ نيست! و داره زندگي شو ميكنه.

بعد از اينكه پم پم رو مي برم حدود يك ربع يا نيم ساعت بعد ژوكس پايين مياد ،آب و غذا مي خوره و كلي خودش رو برام لوس ميكنه.تازگي ها هم هر بار كه پم پم رو مي برم براي اينكه تشويقم كنه!!!برام كادو مياره.يك تكه مرغ به دهن مي گيره و مياره بهم هديه مي ده.

از طرفي طفلي پم پم هم دوست داره اينجا باشه و دلش براي ما تنگ ميشه و مامانينا هم حسابي تو اين چند ماه گرفتار اين ماجرا شدن...

نميدونم چي كار ميشه كرد؟همه راه ها رو امتحان كردم و بي نتيجه بوده اون اوايل يك شب ديديم صداي جيغ و داد مياد ،مثل اينكه نصف شب پم پم پريده بالاي كمد و ژوكس رو ديده و ديگه بلد نبوده بپره پايين.

ژوكس دائم بهش فخ مي كرد و پم پم هم جيغ مي زد و نمي تونست بياد پايين...خلاصه كه ماجرايي دارم با اين دوتا عزيزاي دلم.

اگه ژوكس نمي رفت بالا و با هم ميجنگيدن اوضاع بهتر بود !چون بالاخره يكي قوي تر بود و اون يكي تسليم مي شد و تموم مي شد ماجرا. ولي اينجوري قضيه همچنان ادامه داره!

بعد از رفتن پم پم ،ژوكس داره خودشو لوس ميكنه

انواع شيرين كاري ها!براي اينكه من ديگه پم پم رو نيارم

چند وقت پيش ،ژوكس يه گردش علمي رفت تو باغچه!

فقط مشكل اينه كه اونجا ديگه من رو نميشناسه و بهم فخ ميكنه!!!

يك روز صبح ديدم جناب ژوكس ،جعبه يكي از عروسكها رو  رو پاره كردن و تشريف بردن داخلش!

پم پم بعد از عمل عقيمي

پم پم بعد از يه عالمه بازي!

پم پم بعد از يك خواب عميق

پم پم تو بغل خرس مورد علاقه اش!خوابيده.

غافل از اينكه روبروي كمد ژوكس خوابيده و پسرم حسابي حرص مي خورد و از لاي در نگاهش مي كرد!

 

 

اوس پم پم بنا!!!

دوستان عزيز اين مطلب دوست خوبم بادسوار را بخوانيد.خدايا انسانهاي واقعي و بزرگواري مثل اين دوست عزيز را زياد كن ...click

از اونجايي كه خيلي ها همچنان جوياي احوال پم پم خانوم هستن ، تصميم گرفتم شرح حالي از وضعيت اين چند وقت اخير پم پم خانوم بنويسم!

پم پم مشغول صحبت با دوست ياكريمش البته پس از شكار بقيه ياكريمها از پشت شيشه

پم پم هنوز پيش منه! توي تعطيلات كه ميخواستيم بريم مسافرت چند روزي مهمان دوست عزيزي شد كه خودش هم دوتا گربه داره.اونجا پم پم خانوم طبق معمول خودش رو صاحب همه اموال بچه هاي صاحبخانه دونسته و يكي دو روز اول اختلافات شديدي در گرفته بود ولي رفته رفته اوضاع بهتر شد!

اگه يادتون باشه يه عكس از پم پم گذاشته بودم كه بالاي كابينت بود،بله جاي مورد علاقه پم پم بالاي كابينته و تو روز چند ساعتي رو اونجا سپري ميكنه.گويا يكي از گربه هاي صاحبخانه هم همين عادت رو داشته و پم پم در كمال آرامش از لحظه اول جاي نيكوي بيچاره رو غصب كرده و به روي خودش هم نياورده كه آخه من اينجا مهمونم!!!

و اين قضيه دعواي نيكو و پم پم سر بالاي كابينت!!! تا روز آخر ادامه داشته و البته به علت خانومي و متانت نيكو خانوم كار به گيس و گيس كشي نرسيده و نيكو طفلي قهر كرده!

البته بعد از چند روز مثل اينكه پم پم كم كم با گربه كوچيكه(ببري) كه هم سن و سال خودش بوده دوست شده و بازي هم كردن.البته يك نكته هم هست اونجا پم پم يه خواستگار هم پيدا كرده كه به علت پاره اي مسائل تا قطعي نشدن موضوع اصلا نميتونم تعريف كنم!!!( اصرار نكنيد، نميتونم هنوز نه به داره نه به بار اسم دخترم رو سر زبونا بندازم كه:)))

خلاصه سفر تموم شد و ما رفتيم پم پم خانوم رو به خونه برگردونديم و پم پم اونقدر دچار كمبود محبت شده بود كه دو شبانه روز كامل مجبور شديم نازش كنيم و اون خر خر كرد تا بالاخره كمبودها جبران شد و پم پم رضايت داد!!!

و اما شغل جديد پم پم خانوم.ايشون الان يه پا اوسا شده!!

ما كمي بنايي و تغييرات تو خونه داشتيم كه البته همچنان هم ادامه داره و پم پم خانوم از لحظه ورود مصالح و بناها بسيار مشعوف و شادمان شد!و به هيچ عنوان راضي به ترك صحنه و موندن تو يه اتاق ديگه نشد و پا به پاي اونا كار و تلاش كرد.فقط تصور كنيد قيافه اون بناي بخت برگشته رو كه مجبوره يه گربه رو از وسط ملات تيغه چيني بيرون بكشه تا بتونه آجر بعدي رو بگذاره!!

پم پم بعد از يك روز كاري سخت!!!

ديگه وقت اون رسيده كه كم كم  با " پم پم "خداحافظي كنيم!

لطفا به پي نوشت ها توجه فرماييد.

دوستان عزيزم همونطور كه همگي در جريان ماجراهاي "پم پم " مهربون هستين "پم پم " از دست انسانهاي خرافه پرست! اومده بود اينجا تا مدتي بمونه و براش سرپرست مناسبي پيدا كنيم.

تا اينكه متوجه بيماريش شدم و جريان اون عمل سخت و ... كه شرح كاملش تو پست هاي قبل هست و همگي شما عزيزان تو تك تك اون لحظات سخت همراه من بودين.

خوشبختانه "پم پم " عزيز و دوست داشتني مون الان حالش خوبه خوبه.اون كوچولويي كه به خاطر بيماري سختش نميتونست خوب نفس بكشه ، بازي كنه و غذا بخوره ، الان سالم و سرحال ، به راحتي نفس ميكشه ، غذا ميخوره و كلي بازي و شيطنت ميكنه.و ديگه وقتش رسيده كه سرپرست مهربون و مناسبي براش پيدا كنيم تا "پم پم " هم بتونه بقيه زندگيش رو در آرامش و راحتي بگذرونه.

 

"پم پم " گربه فوق العاده مهربون و اجتماعي است!!تو اين مدت به خاطر مسائلي دو بار رفته مهموني دو جاي مختلف، من تمام مدت نگران بودم نكنه بي قراري كنه ولي "پم پم "  انگار نه انگار كه جاش عوض شده از لحظه اول پريده تو بغل صاحبخانه و يه جورايي از بقيه اهالي منزل صاحبخونه تر بوده!!! و حسابي با همه گرم گرفته و خودش رو لوس كرده و خودش رو همون روز اول چنان تو دلشون جا كرده كه همه دوستش داشتن.

 

اين دختر خانوم خيلي خيلي شيرينه و از اون گربه هاي بغلي است و به محض اينكه نوازشش كنيد خر خر ميكنه.

     

خلاصه كه به يك مامان يا بابا يا خانواده خيلي خيلي مهربون و مسئول براي سرپرستي "پم پم " خانوم نيازمنديم.

پي نوشت 1 : هنوز تو شوكم باورم نميشه.لوناي قشنگمون ، لوناي مهربون و دوست داشتني ديگه پيش ما نيست.مهناز مهربونم كه اين همه زحمت براي آجي كشيد و هر كاري براي آجي كرد تا سلامتش رو بدست بياره ، حالا لوناي خودش رو از دست داده.لوناي نازنين كه وقتي بعد عمل، آجي رو بردم خونشون با اون چشماي قشنگش فقط اومد نگاش كرد.دارم ديوونه ميشم.

مهناز خوبم خدا بهت صبر بده.ميدونم كه الان لونا جاي خوبيه و خوشبخته ، فقط از خدا ميخوام به مهناز كمك كنه تا اين دوران خيلي خيلي سخت رو راحت تر سپري كنه.

 

پم پم عزيزمون با دعاهاي شما مهربانان دوباره به زندگي برگشت(آجي رو فراموش نكنيم)

لطفا به پي نوشت ها توجه فرماييد!

سلام دوستان گل و مهربونم.

همونطور كه مطلع شديد پم پم نازنين بعد از گذروندن يه عمل سخت ولي موفقيت آميز با سلامتي به زندگي بازگشت.كه مطمئنم اين به خاطر قلب پاك و مهربون و دعاهاي شما عزيزانم بوده.

واقعا از صميم قلبم از همه سپاسگزارم.

از ديروز تا الان اين اولين فرصتي است كه دست داده تا بتونم لحظاتي چيزي بخورم و بيام اينجا پيش شما عزيزان.شب خيلي خيلي خيلي سختي رو با پم پم گذرونديم.ولي خوشبختانه هر طور كه بود به خير گذشت و پم پم خوبه.دعا كنيد اين 7 ساعت باقيمونده هم به خير بگذره و پم پم عزيز براي هميشه بتونه حس خوب نفس كشيدن و زندگي رو تجربه كنه.باز هم از همه شما ممنونم.محبتها و لطفتون رو تو كامنتها خوندم و خيلي خيلي خوشحالم كه اين همه قلب مهربون براي پم پم كوچولو و همه پم پم هاي نيازمند ديگه مي تپه.

_ و همينطور لازم ميدونم از مهناز مهربان و مرجانك عزيز و گوش قرمز دوست داشتني تشكر كنم كه من و پم پم رو همراهي كردن.واقعا دلگرمي اين دوستان عزيز و كمكهاشون موجب شد تا ساعتهاي طاقت فرسايي رو كه پم پم تو اتاق عمل بود راحت تر سپري كنم.

_ و همينطور تشكر ويژه از آقاي دكتر لطفي زاده كه محبت كردن و با وجود گرفتاري خودشون رو به عمل پم پم رسوندن و حضور ايشون و كمك هاشون قوت قلبي بود براي همه ما.

_ و همچنين دكتر سيفي عزيز كه تو لحظات خيلي سخت ديشب بدون اينكه من رو بشناسن يا پم پم رو ديده باشن از طريق تلفن صبورانه پاسخگوي سوالات من بودن و كلي راهنمايي و كمك كردن تا بتونيم اون لحظات وحشتناك رو راحت تر سپري كنيم.

و اما آجي

دوستان تو مدتي كه پم پم منتظر رفتن به اتاق عمل بود و بعد از اون كه ما منتظر بيرون اومدنش بوديم گربه اي رو آورده بودن اونجا كه بر اثر تصادف هم دچار پارگي ديافراگم شده بود و هم دمش به شدت آسيب ديده بود و بر اثر آسيب دم ، لگنش دچار مشكل بود و نميتونست دفع كنه و بنابراين چند روز بود كه غذا نميخورد.صاحب اين گربه آجي خانوم ، انسان بزرگوار و بسيار مهرباني بود كه آجي رو همدم و مونس خودش ميدونست و به شدت به اين حيوان عشق مي ورزيد.ولي متاسفانه وضعيت مالي مناسبي نداشت و البته اين مرد بزرگوار با اين وجود آجي رو جاهاي زيادي براي درمان برده بود حتي كامرانيه و كلي هم هزينه كرده بود و نتيجه اي نگرفته بود.بنابراين تصميم گرفتيم كه تو بهبود آجي دوست داشتني صاحبش رو همراهي كنيم.

گوش قرمز عزيز و مهربون كه ديروز براي اولين بار حضوري ديدمش و اونقدر حالم بد بود كه نتونستم اونطور كه دوست داشتم با اين دوست عزيز روبرو بشم مقداري از هزينه رو تقبل كرد و قرار شد بقيه هزينه از همون صندوقي كه قبلا در موردش صحبت كرده بودم تامين بشه.هماهنگي هاي لازم هم با كياناي مهربان انجام شد و خوشبختانه آجي روز چهارشنبه جراحي داره.(مرجانك عزيزم و مهناز مهربون قراره روز چهارشنبه آجي و صاحبش رو همراهي كنن كه واقعا از هردوشون ممنونم)

براي همين  از همگي ميخوام با اين قلبهاي مهربونتون براي آجي نازنين دعا كنيد تا اون هم مثل پم پم عمل موفقيت آميزي رو سپري كنه.ممنون از همه شما.

ديروز روز خيلي خوبي بود.پم پم به زندگي برگشت.آجي و صاحب مهربان و بزرگوارش به زندگي اميدوار شدن و همينطور يك صاحب خوب براي گربه كوچكي پيدا شد.

به قول مهناز عزيز كه پم پم اونقدر مهربونه كه بيماريش هم سبب خير براي ديگران ميشه.

 پي نوشت۱: دوستان عزيزي كه لطف كردن و از من يا مرجانك عزيز شماره حساب صندوق رو گرفتن براي كمك به آجي يا كلا صندوق ، از اونجايي كه روز چهارشنبه آجي عمل داره لطفا هرچه سريعتر نام خود ، مبلغ پرداختي و تاريخ پرداخت رو اعلام كنيد.

پي نوشت۲:پم پم چند روزي رفته مهموني خونه خاله  مهناز !!!مهناز جون لطف كرده و اين چند روز كه من ديگه نميتونستم مرخصي بگيرم مراقبشه.الان خوشبختانه خوب و سلامته.ميتونيد تو وبلاگ مهناز  عزيز عكساشو ببينيد!

پی نوشت۳ :دوستان عمل آجی پنجشنبه صبح است.بنا به دلایلی یک روز عقب افتاد.براش دعا کنید تا این گربه بیچاره هم سلامتی اش رو بدست بیاره.ممنون.

پم پم ...

دوستان عزيزم پم پم مهربون و دوست داشتني كه تو اين چند روز كلي هوادار پيدا كرده و خيلي ها در باره اش نوشتن و خيلي ها چه حضوري ، چه تلفني و چه از طريق كامنت براش دعا كردن و جوياي احوالش شدن فردا صبح راهي اتاق عمل ميشه.راستش اتفاقات زيادي افتاد تا اين دختر كوچولو سر از اينجا در بياره.

دختري كه نحسي رنگ قشنگي كه خودش تو داشتنش هيچ نقشي نداشته دو بار اون رو راهي بيابان كرد و به گفته مهناز عزيزم خيابونهاي شلوغي رو به تنهايي طي كرده و به مجتمع برگشته. شبي هم كه من رفتم بيارمش قبل رسيدن ما دو تا آقا اومده بودن كه ببرنش.ولي پم پم اون موقع گم شده بود.اون آقايون با نگهبانهاي مجتمع همه جا رو گشته بودن و پم پم رو پيدا نكرده بودن.شايد اگه اون موقع پم پم بود الان اينجا نبود و شايد هرگز كسي متوجه اين بيماري خاموش نميشد.ما هم با نا اميدي و آرزوي اينكه بلايي سرش نيومده باشه برگشتيم . همون شب مهناز زنگ زد و گفت پيدا شده و پم پم رو آورد.نميدونم ، من اسم اينارو قسمت ميذارم.فكر مي كنم قسمت پم پم اين بوده كه نحس بخوننش و از اون مجتمع بيرونش كنن و بياد اينجا و بيماري كه خود منم هيچ وقت فكر نميكردم تا اين اندازه جدي باشه رو متوجه بشيم و اميدوارم كه اين قضايا براي اين اتفاق افتاده باشن كه پم پم بقيه زندگيش رو راحت نفس بكشه و زندگي كنه.

دكترا ميگن اگه عمل نكنه به زودي و با زجر زيادي مي ميره.اميدوارم اون خداي مهربوني كه اين همه ماجرا براي پم پم كوچولو پيش آورد پايان خوشي هم براش در نظر گرفته باشه.

هنوز يك هفته نشده كه پم پم اينجاست.هفته گذشته پنجشنبه شب اومد خونه ما.و من ناچار ژوكس رو خونه مامانم گذاشتم .ولي تو اين مدت كوتاه اين دختر مهربون بدجوري خودشو تو دلمون جا كرده.من دو روز سر كار نرفتم و روزهاي ديگه 2 يا 3 ساعت زودتر مرخصي گرفتم و اومدم خونه تا پيشش باشم.اميدوارم  غم و سختي اين يك هفته فردا با ديدن چشمهاي خوشگلي كه بعد از عمل دوباره نگاهم مي كنن  از يادم بره.

پم پم گربه خوشبختي بود كه بيماريش كشف شد و اين همه آدم دوستش دارن ونگرانشن.و فراموش نكنيم   پم پم هايي رو كه هر روز تو گوشه و كنار شهرمون از درد و رنج و گرسنگي بدون اين كه كسي رو داشته باشن يا لحظه اي رنگ خوشي و آرامش رو تو زندگي كوتاهشون ديده باشن از دست مي رن.بياييد همگي به اين پم پم ها كمك كنيم تا اونها هم لحظاتي هر چند كوتاه بتونن طعم خوش زندگي رو بچشن.

اميدوارم پم پم مهربون با اين همه دعا و انرژي مثبت شما عزيزان فردا عمل موفقيت آميزي رو سپري كنه و سلامتيش رو بدست بياره.مرسي از همتون.

براي پم پم دعا كنيد

دوستان عزيز متاسفانه "پم پم " مهربون به پارگي ديافراگم مبتلاست.(دكترا ميگن بر اثر لگد يه آدم ... اينجوري شده )چند دكتر ديدنش و نظر همه اينه كه بايد جراحي بشه.البته شانس زنده موندنش خيلي كم است.

پنجشنبه صبح عمل داره.تو رو خدا همگي براي اين كوچولوي مهربون دعا كنيد تا بتونه اين عمل رو با موفقيت سپري كنه.


و اينك پم پم وارد مي شود!!!

جريان از اين قراره كه دوتا بچه گربه تو حياط مجتمع مه ناز (آهنگ باران) عزيز زندگي ميكردن و نگهبانها هم بهشون رسيدگي ميكردن وبراشون غذا ميگذاشتن.تا اينكه يكي از همسايه هاي خيلي محترم كه نمايشگاه اتومبيل دارن امر مي فرمايند كه چون اين بچه گربه سياه است نحسه و كار و كاسبي ام رو از رونق انداخته!!!!(فقط ببينيد طرز و سطح فكر رو) دو دفعه هم ايشون بردن اين بچه گربه رو سر به نيست كردن ولي طفلي دوباره برگشته.خلاصه كه بايد به خاطر فرمايش اون آقاي خيلي محترم اين طفلي از اونجا مي رفت.مه ناز زحمت كشيد و جريان رو تو وبلاگش گفت و منم تصميم گرفتم پم پم (pam pam ) رو تا گرم شدن هوا و پيدا شدن يك صاحب خوب براش نگه دارم.

پم پم گربه فوق العاده مهربون و آروميه.جدي ميگم . من تا حالا گربه به اين آرومي نديده بودم.طفلي فقط تنها خواسته اش اينه كه بغلش كنيد و نازش كنيد.(فكر كنم يه كم كمبود محبت داره!!)

يه دختر مهربون و دوست داشتنيه.حدودا 6 ماهه است . از ديشب تا حالا يكسره يا تو بغل من بوده يا تو بغل همسرم!و يكسره هم خرخر ميكنه وقتي مياد تو بغل.بسيار بسيار هم مودب و حرف گوش كنه.آخه ژوكس اصلا اينجوري نيست.حرف حرفه خودشه و بيشتر از چند لحظه به كسي اجازه نميده نوازشش كنه و كلا خيلي استقلال طلبه!

براي همين  رفتارهاي پم پم برامون خيلي عجيب بود.

جذاب ترين بخش قضيه تو خونه ما براش پرنده ها بودن.امروز صبح كه طبق معمول براشون دونه ريختم و همه جمع شدن پشت پنجره ، پم پم با هيجان زيادي مدتي سرگرمشون بود و كلي براشون كمين كرد(از پشت شيشه البته!)

آخه ژوكس مدتهاست كه ديگه فهميده اينا رو نميتونه از پشت شيشه شكار كنه و ديگه به اومدنشون اهميتي نميده!

خلاصه كه اين دختر همه چي تمومه!!!هر كي دوست داره سرپرستي اين خانوم مهربون رو به عهده بگيره اعلام آمادگي كنه!

اينم عكسهاي پم پم

تنها نگراني برخورد ژوكس و پم پم هست كه هنوز همديگر رو ملاقات نكردن!دعا كنيد به خير بگذره.

در ضمن دوستان با محبت هاي شما 5 تا از سگها واگذار شدن من دوباره شماره حساب رو هم ميگذارم شرايط واگذاري هم تو پست خانه سگهاي مهربان هست لطفا باز هم محبتتون رو از اين مخلوقات خدا دريغ نكنيد.مرسي.

شماره كارت: بانك ملت: 5643 1040 3321 6104

هر دوست ارجمندي كه قصد واريز كردن مبلغي را دارد، از قبل در يك پيغام خصوصي در تالار گياهخواري  يا به ايميل كيانا : hoghoghe_heyvanat@yahoo.com نام، مبلغ پرداختي، تاريخ پرداخت را اعلام كند.